تبليغاتX
دیار عشق
                                                                 دیار عشق
دل نوشته های یک سیستانی از سیستان                                                                                                                         
ميرحسين موسوي انفجار تروريستي زاهدان را محکوم کرد  
کد خبر: 513540 زمان مخابره: 8/3/1388 - 2:13:20
ميرحسين موسوي انفجار تروريستي زاهدان را محکوم کرد
" ميرحسين موسوي " نامزد دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري درپي شهيد و مجروح شدن تعدادي از هموطنان بي‌گناه در انفجار تروريستي زاهدان با صدور بيانيه‌اي ضمن محکوم کردن اين جنايت خاطرنشان کرد: کوردلان خواب ايجاد اختلاف ميان امت اسلام را مي بينند.
به گزارش ايرنا در اين بيانيه آمده است:
خبر انفجار در مسجد علي‌ابن ابي طالب(ع) زاهدان و شهادت جمعي از نمازگزاراني که براي ياد خدا در اين مکان گردهم آمده بودند موجب تاثر شديد شد.
کوردلاني که امنيت و آرامش اين کشور خاري در چشم آنان است در سالروز عزاي فاطمه اطهر (س) خانه خدا را به آتش کشيده اند و با شهيد و مجروح کردن جمعي از پيروان پيامبر خاتم (ص) خواب ايجاد اختلاف ميان امت اسلام را مي بينند.
مسجد علي‌ابن ابي‌طالب که در سال هاي دفاع مقدس پايگاه شيردلان جبهه هاي نبرد بود، اينک به درگاه پروردگار دست تظلم بلند کرده است که ظالم تر از آناني که مسلمانان را از ذکر او در اين خانه راستي باز داشتند کيست.
آناني که دستانشان به اين جنايت ها آلوده است نه سني و نه شيعه که منحرفين از ملت رسول خاتمند.
اينجانب ضمن دعوت همگان به دقت در اهداف شومي که در وراي اين جنايت وجود دارد و هوشياري درمورد دست هاي پليدي که قصد تفرقه افکني در صفوف اهل ايمان را دارد، اين فاجعه بزرگ را به رهبر معظم انقلاب، مردم آگاه زاهدان و تمامي ملت ايران تسليت عرض مي کنم و براي بازماندگان آن از حضرت حق آرزوي اجر و صبر دارم.
شبک

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا)
نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | جمعه 1388/03/08 8:29

كتاب نوحه هاي سيستاني  

با سلام و عرض تسليت به مناسبت فرا رسيده ايام سوگواري سرور و سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) و ياران ايشان و كشتار مردم بي دفاع غزه توسط رژيم  غاصب صهيونيستي.

دوستان عزيز همونطور كه خودتون هم مي دونيد من قرار بود مطالب زيادي بنوبسم و حرفهاي نگفته خيلي زيادي دارم كه نوشتن همه ي اونها نياز به انگيزه زيادي كه مطمئناً اين انگيزه رو بايد خوانندگان يه وبلاگ به نويسنده اون وبلاگ بدن و به قول قديمي ها« مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد» نمي خوام گله كنم كه شما چرا كم نطر دادين و اين حرفا ولـــــــي ...

خب بگذريم بريم سر اصل مطلب، عزاداري هاي محرم يكي از فرهنگها و سنت هاي بزرگ در كشور ما محسوب ميشه كه به طبع مثل تمام آيين هاي ديگر در هر منطقه متفاوت است. در زاهدان كه اكثريت قاطع و غالب تشيع آن سيستاني هستند  خيلي كم، از دسته ها صداي نوحه به لهجه سيستاني شنيده مي شود. متاسفانه در اين چند سالي كه من در زاهدان بودم از دسته هاي عزادازي در سطح شهر نوحه هايي به گويش هاي خراساني و حتي تركي، لري و عربي را بيشتر از نوحه هاي سيستاني شنيده ام! و اگر هم نوحه اي سيستاني بوده همان معروف «اي علمدار مه» بوده است (من نمي گويم اين نوحه بد است اما تكراري شده يا به عبارت ديگر نوآوري ندارد) در حاليكه وقتي در عزادازي هاي روستاي منطقه سيستان شركت مي كنيد، نوحه هايي با لهجه زيباي سيستاني خوانده ميشود كه تا كنون نشنيده ايد. چند سال قبل من پيشنهادي در مورد جمع آوري و چاپ اين نوحه ها براي استفاده عموم مداحان (مثل كاري كه در خيلي از استان ها انجام شده است) با چند تن از افراد صاحب نظر در ميان گذاشتم كه به علت عدم استقبال پيگري نشد، اما امروز مي خوام با كمك شما و تمامي وبلاگ نويسان و شاعران سيستاني اينكار عملي كنم، من از شما مي خواهم كه يكي تون باني خير بشه و يه ناشر خوب پيدا كنه و بعد شما  اين نوحه هاي پراكنده رو از دوستان و آشنايان و... پيدا كنيد و براش ارسال كنيد تا با نام شما و يا شاعر مر بوطه در كتاب چاپ بشه تا همگان بتونند استفاده كنند.

 

نوشته شده توسط هامون | موضوع: عمومی | لينک ثابت | شنبه 1387/10/14 13:52

مرگ تدریجی یک تمدن (قسمت اول)  

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

امروز پس از یک سال تصمیم گرفتم این وبلاگ را به روز کنم .شاید از خودتان بپرسید که چرا من به مدت یکسال در این و وبلاگ چیزی ننوشتم؟ یکی از دلایل این کار این بود که کسی به حرفهای من گوش نمی کرد و در واقع یک نوع احساس تنهایی میکردم- البته این را هم باید اضافه که خیلی از نویسندگان بزرگ ایران و جهان وقتی به این نتیجه رسیدند که کسی حرفهایشان را نمی فهمد(درک نمی کند) اقدام به خود کشی کردند ولی خب،چون من از اون دسته آدما نبودم ترجیح دادم که چیزی ننویسم تا اینکه بخوام خود کشی کنم،اگر به خاطر داشته باشید من در پست های قبلی نظریه های جدیدی درباره ی حادثه جاده بم- کرمان (دارزین) داشتم البته با دلایل و لینک های خبری(به صورت مستند) و در پایان هم گفتم که اگر من در نتیجه گیری ام اشتباه کردم شما من را راهنمایی کنید و جواب سوالات من را بدهید. حتی اگر با نظریه های من مخالف هستید. اما متاسفانه دیدم که دوستان بدون توجه به دلایل منطقی اینجانب و پاسخ دادن به سئوالات من، این حادثه مشکوک را به گردن فردی به نام حمید ریگی انداختند و منبع این خبر را یکی از فرماندهان ارشد ناجا نامیدند( کسانی که خیلی هم دروغ می گویند و همیشه با خبرهایی مثل کشته شدن عبدالمالک دیگی سعی در مشغول نگه داشتن افکار عمومی دارند) ناجایی که ارشد ترین فرمانده اش  یعنی سردار احمدی مقدم برای کم کردن گناهان این نیرو و یا به عبارت دیگر برای بی گناه جلوه دادن نیروی انتظامی در وقوع فاجعه تاسوکی در همان روز اول اعداد را دستکاری کرد و زمین ها را جا به جا کرد و مختصات جغرافیایی منطقه حادثه را به هم زد و فاصله محل حادثه تا مرز را از 25 کیلومتر به 7 کیلومتر و فاصله پاسگاه را از 10 کیلومتر به 25 کیلومتر و مدت زمان بستن جاده را از 45 دقیقه به 15 دقیقه تغییر داد و ثابت کرد که برای فرار از زیر بار مسئولیت و تبرئه شدن دست به هر کاری می زند، خب بگذریم . امروز می خواهم  یکی از مهمترین مطالب این وبلاگ را بنویسم و نام آن را « مرگ تدریجی یک تمدن» گذاشتم راستش وقتی در یکی از وبلاگ های سیستانی مطلبی را دیدم که در قالب چند پرده  مشکلات این استان را بررسی کرده و پرده اول آن هم مربوط به سال 1384 می شد، در آن وبلاگ هم حمید ریگی مقصر حادثه دارزین شناخته شده بود. ولی به نظر من مشکلات این استان ریشه در سالهای بسیار دور دارد و فجایعی مانند تاسوکی نتیجه سیاست های غلطی است که از گذشته بر سر این استان آوردند به نظر من برای حل یک مشکل باید به آن ریشه ای نگاه کرد و اگر ریشه را پیدا نکنیم با به هم گره زدن شاخه ها راه به جایی نمی بریم. و به قول ملک الشعرای بهار ( برکن ز بن این بنا که باید *** از ریشه بنای ظلم برکند)برای همین من می خواهم برای پیدا کردن ریشه اول یک نگاه اجمالی به تاریخ منطقه بیندازیم- خصوصاً منطقه سیستان که قدمت زیادی دارد.

 

سیستان مهد تمدن جهان

 

در روزگاران دور که بشر تازه یکجا نشین شده بود، شهری در نیمروز پدید آمد که به گفته باستان شناسان اولین شهر جهان بود( توجه : این عنوان به لحاظ بافت شهری جمعیت، برنامه ریزی شهری و.. به این شعر تعلق گرفت و گرنه مناطق مسکونی زیادی در آن زمان وجود داشت مه بیشتر شبیه به دهات بودند تا شهر) این شهر که امروز بشر نامی از آن را به خاطر ندارد و ما آن را به نام شهر سوخته می شناسیم  در بسیاری از علوم در جهان عصر خود اول بود و از بعضی جهات مانند ساختن اولین انیمیشن جهان(در یکی از برنامه های تلویزیونی مجری مربوطه به خاطر این کوزه ایران را مهد تمدن جهان نامید) و انجام اولین جراحی موفق روی مغز انسان که بیمار تا چند سال بعد از آن زندگی کرد، به علم امروز رسیده بود، و از بعضی جهات دیگر مانند ساخت چشم مصنوعی با تمام مویرگ های آن که از جنس طلا بود از علم بشر امروز هم گذشت( موضوعی که در اروپا خیلی سروصدا کرد ولی در ایران، هیچ) این شهر تا 2 هزار سال پا بر جا ماند و سرانجام به علت خشکسالی  سوخت. و به گفته یکی از باستان شناسان ایتالیایی شهر سوخته پر از رمز و راز های سر به مهر تاریخ بشریت است که با ابزار باستان شناسی امروزی 400 سال طول خواهد کشید تا ما به ابعاد گوناگون و رازهای پنهان آن پی ببریم.

سیستان در گذشته یکی از مقدس ترین سرزمین های روی کره زمین بوده و در قدیم به آن نیمروز هم گفته شده وقتی من به دنبال علت این نامگذاری بودم  به دلایل جالبی برخوردم که در یکی از سایت های اینگونه توضیح داده شده بود.

اندازه زمین ، دشت ها و کوه ها و رودها و دریاها ، در زمان ما جغرافیا خوانده میشود که واژه ای فرنگی است و برابر فارسی آن « زمین نگاری » یا « اندازه زمین » و مانند این ها است .

 

این دانش در پنج هزار سال پیش بدان جا رسیده بود که ایرانیان بدانند خدِّ میانه (نصف النهار مبدا) جهان از دهانه رود ارنگ و جزیره فاره و شهر زرنگ سیستان میگذرد و به همین روی سیستان را نیمروز (گرین ویچ) مینامیدند ؛ که نیمروز نیمه جهان شناخته شده باستان است . بدین روی میباید که ایرانیان در آن هنگام همه جهان باستان را پیموده و از اروپای امروز تا ژاپن را اندازه گرفته باشند که می دانستند میانه آن کجاست.

 

سیسنان مهد تمدن ایران

برای اثبات این جمله من قبلاً توضیحات لازم را داده بودم که دوستان برای اطلاع بیشتر می توانند به آرشیو وبلاگ مطلب(سیستان زادگاه نخستین ها) مراجعه کنند. ولی من یکی از مهمترین آن ها  که در آن مطلب نبود را برای شما می نویسم .

روزگاری اعراب بر این سرزمین تاختند و بر تمامی مناطق این سرزمین حمکرانان عرب گماشتند و زبان رسمی کشور ما را عربی قرار دادند به طوری که مورخان می گویند( اگر یعقوب آن حرکت تاریخی را انجام نمی داد امروز ایران هم مانند مصر به جمع کشورهای عربی خاورمیانه می پیوست) در اوایل قرن 3 هجری گروهی در سیستان به وجود آمدند که به آنها عیاران می گفتند. کار آنها بیشتر شبیه رابین هود بود در میان آن گروه فردی به نام یعقوب بن لیث بود که با دیدن  اوضاع  نا به سامان کشور بعدها با گروه کوچک خود بر ضد خلفای بغداد شورش کرد و مناطقی از سیستان و خراسان را گرفت و حکام گماشته شده خلفای عباسی را از آنجا راند و یا دستگیری کرد و به بغداد فرستاد، با این وجود باز هم خلفای عباسی در صدد گرفتن آن مناطق بودند یعقوب بر ضد خلفای عباسی اعلان جنگ کرد و اعراب را تا منطقه خوزستان از کشور بیرون راند-گویند زمانی که محمد بن وصیف سیستانی شعری را به زبان رسمی کشور ایران که زمان عربی بود در مدح یعقوب سرود و وقتی آن شعر را برای یعقوب خواند، یعقوب به جای تحسین به او گفت«چيزي كه من اندر نيابم چرا بايد گفت؟ »  بنابراین محمد بن وصیف ابتکار به خرج داد و با زبان فارسی و به سبک عربی شعری دیگری را در مدح یعقوب سرود و بنیانگذار شعر فارسی شد. و بعد یعقوب زبان فارسی را برای اولین بار بعد از اسلام زبان فارسی را زبان رسمی ایران اعلام کرد و دستور داد در دستگاه حکومتی او کسی نباید به زبان عربی صحبت کند. می گویند یعقوب زمانی که خوزستان رسید و قصد داشت به بغداد برود خلیفه از ترس نامه ای برای یعقوب فرستاد و در آن حکمرانی سرزمین های تصرف شده ی یعقوب را از طرف خلیفه بغداد به او بخشید تا شاید یعغوب خیال تصرف بغداد را از سر بیرون کند، در اینجا پاسخ نامه تاریخی یعقوب بنامهء خلیفه معتمد را بخوانید: " به خلیفه مسلمین ؛المعتمدُ ل بالله عباسیان" -هنگامیکه ما در باره بخشش و کار شما شنیدیم که استانهای بسیاری از ایران را بخود ما ایرانیان بخشیده اید؛ بسیار فریفته شدیم!ما به برادرانمان گفتیم که خلیفه بغداد تا چه اندازه بخشنده و بزرگوار است که اداره استانهای خودمان را بخودمان واگذار میکند! از کجا خلیفه قدرت چنین دَهشی را بدست آورده؟ خلیفه هرگز دارای استانهای ایران نبوده که اینک اداره شان را به ما ببخشد! اما براستی بغداد - زمانی در بین النهرین که نخستین استان ایران بود بر روی خاکستر تیسفون و بر پُشته ای از کشته شدگان سد ها و هزاران هم میهن ما ساخته شد. و شما روح سرگردان نیاکان کشته شده ما را شبها در حال گام زدن در کنار بارگه با شکوه خود میتوانید ببینید. آنها چشم در چشم شما میدوزند و شما را پریشان میکنند.آیا راست نیست که بغداد ببهای خون ایرانیان ساخته شده؟ خلیفه باید پاسخ این پرسش را به جهانیان بدهد.آیا آنچه که خلیفه و نیاکانش برای ایران کرده اند؛ میتواند نشانی از دادگستری داشته باشد؟ من یعقوب لیث، پسر لیث سیستانی ،یک مسگر ساده، یک کارگر ساده، یک فرزند ایران، با قدرت مردم ایران، با این نوشته هر دو اختیارات خلیفه را رد میکنم: 1- نفرین و محکومیت خود، برادرانم و یاران ایران ام را2-بخشش و بر گرداندن استانهای خودمان بخودمان را. من هرگونه میان آیی (دخالت) بغدادیان در کار ایرانیان را رد میکنم. ما بخلیفه بغداد نیاز نداریم که استانهای خودمان را که پیشاپیش پس گرفته ایم و برای ایران است و نه هیچ کس دیگر؛ بما ببخشد. خلیفه شاید خلیفه جهان باشد، اما هرگز خلیفه ایران نمیتواند باشد.

 امضاء یعقوب لیث صفاری

 

یعقوب نتوانست ریاکاری، فریب، نخوت، خودبینی و گستاخی خلیفه را بر دوش کشد؛ و به بغداد یورش برد. بدرون عراق راه یافت و بسوی بغداد روانه شد. الموفق برادر خلیفه که سر کرده نیروی مسلمین شده بود؛ با یغقوب در عراق درگیر شد. الموفق گفت که خلیفه، جانشین راستین محمّد پیامبر اسلام است.بنا بر این، او نماینده و نور "الله" در روی زمین است.او سخنرانی مُهند و پر آوازه ای را در زمین نبرد براه انداخت و پیروانش رونوشت آنرا در میان لشکر یعقوب پخش کردند. موفق توانست در ژرفای باور و احساس مذهبی گروه بزرگی از ارتش یعقوب رخنه کند و منطق خود را استوار سازد .او در سخنرانی اش گفت که یعقوب سپاه خود را در برابر و جنگ با فرزندان پیغمبر( نگهداران راستین خلافت اسلامی) آراسته و بکار میبرد، و بهر رو توانست یکپارچگی سپاه ایران را خدشه دار نماید . خلیفه مسلمین میگفت که یعقوب به گناه (کفر) آلوده است و او براستی یک گناهکار (کافر) است.سربازان یعقوب بایستی به سربازان اسلام پیوسته و اسلام را از دست یعقوب کافر برهانند. تبلیغ دیوانه وار و پلید مذهبی مارهای بغداد بر روی اندیشه سربازان ساده دل و خوشباور ایرانی اثر گذاشت. بنا بر این بسیاری از آنان به سربازان اسلام پیوسته و بجنگ با یعقوب برای رهایی بغداد و خلیفه و اسلام از دستان کافر یعقوب پرداختند! . سپس یعقوب به همسایگی بغداد یورش برد، امّا با تبلیغ اسلامی عربی و نا آگاهی مذهبی ایرانیان، او در عراق شکست خورد و وادار به بازگشت به خوزستان شد.کوشش نا پیروزمندانه او برای گرفتن بغداد، پایتخت خلیفه اسلامی، سبب نومیدی وی از ساده دلی مذهبی و نا آگاهی سیاسی سربازان ایرانی هم زینه (درجه) خود شد. یعقوب جنگ با بغداد را به پایان برد در حالیکه بسیار نزدیک به برچیدن همیشگی سنّت خلیفه گری در بغداد و پس از آن در سراسر جهان بود. این مرد جنگجو در عمر شکست نخورد ه بود . این امر تار و پود و جودش را در آتش غیرت می سوختاند. بنا بر آن با تلاش زیاد سپاه خویش را دوباره تنظیم و به آرایش آن پرداخته دوباره آماده جنگ با خلیفه گردید. خلیفه که از دلاوری و شجاعت آن آگاهی عام و تام داشت و از آن در بیم و هراس بسر میبرد باز در صدد حیله و نیرنگ بود. از قضا شکست دیر عا قول هم بر رویه این مرد حساس و با غیرت تاثیر سو نموده و در ینوقت نازک وی را در بستر بیماری انداخت. خلیفه درینوقت باریک موقع را غنیمت شمرده قاصد شخصی خویش را برای جلوگیری از جنگ نزد او فرستاده . یعقوب باوجود مریضی قاصد را بحضور خود پذیرفته قاصد هنگام حضور دید که از دربار و حاجب درکی نیست ; سردار لشکر سیستان شخص بی تکلف و ساده در روی گلیم نشسته و با سپر جنگی خویش تکیه زده . در پهلویش شمشیر و دورتر از آن سفره ای با نان خشک و قدری پیاز و کوزه سفالین پر از آب قرار دارد. قاصد پیام خلیفه را بوی بیان داشت . یعقوب رو به او نموده گفت: < به خلیفه بگو، اگر از این مرض زنده ماندم هما نا میان من و تو جز این شمشیر کسی دیگر فیصله نخواهد کرد. من در کودکی و جوانی با نان و پیاز زندگی کرده ام. از دستمزد حلال خویش به سختی گذاره کرده ام; اگر در جنگ با تو باز شکست بخورم و باز به نان و پیاز خود رو آورده به آن خواهم سا خت و به بازمانده گان خویش درس خواهم داد که آنان بعد از من هم چنین کنند.> فرستاده خلیفه از صلابت و غیرت و احساسات مردمی یعقوب متعجب شده و هیجان آلوده برگشت پیامش را بخلیفه رسانید . اما دریغا که یعقوب لیث سر از بستر بیماری برنداشت و بعد از 16 روز مریضی در سال (260 هه ق ) به جاویدانگاه پیوست و بدین سان خلیفه عباسی از خطر بزرگی که از وجود این راد مرد شجاع احساس میکرد نجات یافت . اما راهیان و پیروان بعدی آن راه آنرا تعقیب نمودند . یعقوب لیث صفاری یکی از رجال نامدار تاریخ کشور ما است وی شخص ساده، بی تکلف و باوقار و مد برو بیدار وطندوست بود در انتخاب مردان رای ثواب داشت سپاه را خوب و نیک می آراست ، خزانه اش از مال پر بود اما اسراف نمیکرد. فقیرانه می زیست غالبآ در بالای پاره نمدی می نشست سپرش را در عقب خود نهاده به آن تکیه می نمود حاجب و دربان قصر نداشت اگر میخواست بخوابد پارچه ای را بالای سر می انداحت و از سپرش بحیث تکیه استفاده میکرد ، غذ ا یش عادی و ساده و غذ ا ی مردم فقیر بود. اکثرآ به نان و پیاز بسنده میکرد. او سخت دوستدار فرهنگ واد ب کشور بود.

برخی از مورخان بر این باورند که اگر یعقوب مریض نمی شد با آن روحیه ای که داشت مطمئنا بغداد را تصرف میکرد و با خصوصیات وطن پرستانه و ملی گرایا نه ای که داشت ورق تاریخ جهان را بر می گرداند ولی افسوس که بیماری به این دلاور مرد سیستانی فرصت نداد و جان خلیفه بغداد را نجات داد. یعقوب ایران را از نابودی به دست اعراب نجات داد و زبان فارسی را احیا کرد و در زیر سایه او شعرا و دانشمندان زیادی رشد کردند محمد وصیف سیستانی بنانیانگذار راه شاعران دیگر ایران مانند حافظ و سعدی و فردوسی و فرخی سیستانی شد. به نظر من رستم زال در شاهنامه فردوسی همان خصوصیات یعقوب لیث را داشت به همان اندازه ساده زی و وطن دوست و من این را به یقین می گویم که اگر یعقوب لیث از سرزمین دیگری به غیر از سیستان می بود امروز برایش سالی ده بار کنگره و کنفرانس می گذاشتند و اینگونه این نمک خورها و نمکدان شکن ها زحماتش را پایمال نمی کردند، همه شما می دانید که سیستان افتخارات زیادی داشته و دارد که من میتوانستم از آنها برای این بخش استفاده کنم ولی برای کوتاهی های صورت گرفته در زمینه قدردانی و ادای دینی که یعقوب به گردن تمامی ایرانیان دارد را بتوانم ذزه ای جبران کنم در این قسمت فقط این موضوع را نوشتم.

برای اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه کنید.

http://www.mashal.org/home/main/tarikhi_new.php?id=00038

http://www.yadeyar.ir/wwwroot3/order3.asp?o2=414

 

 

سیستان امروز( معاصر)

سیستان امروز از زمان حکومت قاجار که دروازه ورود بیگانگان به کشور شده بود و پادشاهان این سلسله برای تامین منافع بیگانگان مانع از پیشرفت این منطقه شدند. و در این سلسله نگین شهرهای مهمی از خراسان و سیستان مانند بلخ (محل تولد مولانا) و زرنج (محل تولد یعقوب لیث و پایتخت صفاریان) از ایران جدا شدند.  سرانجام پرونده قاجار به دست انگلیسیها بسته شد و پهلوی به وجود آمد؛ رضا شاه با سفر به این قسمت از کشور شهر زاهدان را تاسیس کرد و بلوچستان را از ایالتی که به نام کرمان و بلوچستان بود جدا کرد و دستکاری ایالت خراسان ایالتی جدید به نام بلوچستان و سیستان (که در زمان محمدرضا به استان سیستان و بلوچستان تغییر نام پیدا کرد) و به مرکزیت شهر نوپای زاهدان بنا کرد و دو قومیت سیستانی و بلوچ را با دو نوع فرهنگ، تاریخ، زبان و لهجه و حتی مذهب در کنار هم گذاشت تا نماد اتحاد ملی و انسجام اسلامی در کشور شود! بعد از آن زمان تاریخ سیستان، با بلوچستان گره خورد. البته سرزمین بلوچستان هم تاریخ نسبتاً کهنی دارد ولی من چیزی از آن نمی دانم و این را باید برادران بلوچ بنویسند ولی بناهای کشف شده در بمپور طبق مستند شهر سوخته که از شبکه 4 پخش شد این بناها و آنچه در جیرفت کرمان کشف شده توسط مردم شهر سوخته در مسیر مهاجرت به بین النهرین ساخته شده.

بعد از پایان کار رضا خان و روی کار آمدن محمدرضا و ورود آمریکایی ها به کشور و مسئله قاچاق مواد مخدر از افغانستان مسیر تحولات را در این استان به کلی عوض کرد. کار قاچاق به صورت یک تجارت جهانی در آمد و با همکاری خانواده محمدرضا پهلوی و دربار شاه از طریق ایران انجام می شد، این به کشورهای اروپایی و آمریکایی صادر میشد که طبق مدارک به دست آمده و افشا شده بعد از انقلاب، برخی از سناتور های بزرگ آمریکایی و باندهای بزرگ مافیایی هم در این کار دست داشتند. و آنها برای هر چه بهتر و بیشتر انجام شدن این کار نیازمند منطقه ای فقیر و بی سواد بودند که حاضر به انجام به انجام کار قاچاق با دست مزد کم و با قبول تمامی خطرات حتی مرگ باشند، آن منطقه سیستان و بلوچستان بود که هم مرز مشترک با افغانستان و پاکستان داشت و هم مقدمات فقر در آن پیاده شده بود، دولت پهلوی با این برنامه ها توانست عده ای از مردم را جذب کند( خصوصاْ در زمان نخست وزیری اسدالله اعلم بیرجندی) و با همکاری دولتی ها و ژاندارمری سود کلانی را به جیب بزنند. باندهای مافیایی که عمدتاً آمریکایی بودند توانستند در آمد زیادی را از طریق ترانزیت مواد مخدر به اروپا به دست آورند و سال ها این منطقه به این صورت ماند تا اینکه انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید.

 

آیا این پایان کار بود؟ آیا باندهای مافیایی مربوطه باید دست از کار می کشیدند و منتظر می ماندند که رهبران آمریکایی شان بتوانند مجدّداً ایران را بگیرند؟ آیا تجارت و ترانزیت این مواد به اروپا و دیگر کشورها باید متوقف می شد و یا اینکه آنها باید لقمه را از پس گردن خود رد کرده و ایران را دور میزدند و راهشان را چند برابر می کردند؟ و بعدها وقتی آنها دیدند ایرانیان با دست خالی مقابل 26 کشور جهان ایستادند و خرمشهر را آزاد کردند باز هم میتوانستند به تجارت از طریق ایران امیدوار باشند؟

 جواب این سئوالات را در قسمت دوم مرگ تدریجی یک تمدن می دهم، لطفاً نظرات خود را بنویسید.

نوشته شده توسط هامون | موضوع: نقد و بررسی | لينک ثابت | سه شنبه 1387/03/14 8:57

اولین نقشه جاوا از سیستان و بلوچستان  
  از اونجایی که هر چه در اینترنت گشتم و هیچ نقشه ای از هیچ شهری از استان نیافتم تصیمیم گرفتم تا خودم برای بار اول این کار را انجام دهم و یک نقشه جاوا از شهرستان زابل (سیستان) تهیه کردم. امید است که گام اول را در یک راه بزرگ برداشته باشم.

http://diyare-eshgh.persiangig.com/mobile/zabol.zip

پسورد:

www.diyare-eshgh.blogfa.com

در این فایل zip علاوه بر فایل jar فایل jad رو هم گذاشتم تا همه گوشی های جاوا یعنی موتورالا و سامسونگ را شامل بشه.

البته مرخصی من هنوز پا برجا هست.

Motorola A1000, Nokia 3230, Nokia 3650, Nokia 3660, Nokia 6260, Nokia 6600, Nokia 6630, Nokia 6670, Nokia 6680, Nokia 6681, Nokia 7610, Nokia 7650, Nokia 7710, Nokia 9300, Nokia 9500, Nokia N70, Nokia N90, Nokia N-Gage, Nokia N-Gage QD, Panasonic X700, Siemens SX1, Sony Sony Ericsson K750i Ericsson P800, Sony Ericsson P900, Sony Ericsson P910i, Sony Ericsson W900i

نوشته شده توسط هامون | موضوع: معرفی سیستان | لينک ثابت | یکشنبه 1386/02/23 15:25

مرخصی برای مدتی  

آقا ما هم بعد از مدتی نوشتن تصمیم به استراخت گرفتیم، البته این تصمیم بنا به دلایل متعددی گرفته شده اما تصیمیم دارم بعد از این مدت با یک عالمه مطلب جدید و به درد بخور بیام. البته شما هم می تونید تا زمانی که من میام در کامل تر کردن این مطلب کمکم کنید. من عنوان چند مطلب رو که بعدا می خوام بنویسم براتون می نویسم, روش فکر کنید.

ً  300 های کارگردانهای ایرانی برای هموطنانشان

نگاهی به فیلم های سینمایی دهه 60

احمدی نژاد، رسانه ملی با منافع شخصی

احمدی مقدم و دارزین

نوشته شده توسط هامون | موضوع: عمومی | لينک ثابت | سه شنبه 1386/02/11 12:26

تاسوکی، ویرجینیا و رسانه ملی  

همانطور که خودتون می دونید در هفته گذشته در دانشگاه ویرجینیا آمریکا 32 نفر  کشته شدند، بعد از این حادثه به سایت انتخاب رفتم و خبر این حادثه را پیدا کردم و نظری در رابطه با این موضوع نوشتم که البته تا این لحظه به هر دلیلی نمایش داده نشده است، من هم تصمیم گرفتم علاوه بر گذاشتن بخشی از خبر سایت انتخاب نکات و نظرات خودم رو هم بنویسم.

 

فاجعه ؛ اینبار در آمریکا | وحشت جرج بوش

  خبرگزاري انتخاب : به دنبال كشته شدن سي و دو نفر از دانشجويان دانشگاه فني ويرجينيا درحادثه تيراندازي كه روز گذشته اتفاق افتاد, جرج بوش رييس جمهوري امريكا دستور داد پرچم‌ها دراين كشور براي اداي احترام به قربانيان اين حادثه به حالت نيمه افراشته درايد .

۲۸ فروردین ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۳۸ , ۲۲
خبرگزاري انتخاب : در مرگبارترين حمله اي که به دانشگاه ويرجينياي امريکا صورت گرفت سي و دو نفر کشته و حداقل پانزده نفر زخمي شدند و اين درحاليست که قوانين کنترل اسلحه نتوانسته است مانع از بروز اين خشونت ها در امريکا بشود.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «انتخاب»، به دنبال كشته شدن سي و دو نفر از دانشجويان دانشگاه فني ويرجينيا درحادثه تيراندازي كه روز گذشته اتفاق افتاد, جرج بوش رييس جمهوري امريكا دستور داد پرچم‌ها دراين كشور براي اداي احترام به قربانيان اين حادثه به حالت نيمه افراشته درايد .

درحالي که يک روز از حمله خونبار دانشگاه ويرجينيا مي گذرد اما هنوز تنها هويت يک نفر از قربانيان اين حمله رسما اعلام شده است. مسئولان پليس گفتند هنوز براي اعلام هويت فرد مهاجم امادگي ندارند و نمي توانند بگويند که پشت اين حمله يک نفر بوده است يا اينکه افراد ديگري در ان دست داشته اند.

مسئولان فدرال اجراي قانون در واشنگتن گفتند فرد مهاجم احتمالا يک جوان اسيايي بوده که به تازگي وارد امريکا شده است. سخنگوي دانشگاه اين مطلب را تائيد نکرد اما گفت احتمال انفجار بمب نيز در اين حمله تحت بررسي است.

اين روزنامه به ابراز تاسف رئيس جمهوري و مسئولان کشور اشاره کرد اما خاطر نشان کرد که اين تاسف ها کافي نيست و بايد درفکر چاره براي جلوگيري از حملات مشابه ان بود. نيويورک تايمز سپس به شرح جزئيات دو حمله روز گذشته به دانشگاه ويرجينيا پرداخت.

روز گذشته يك فرد مسلح كه گفته‌مي شود تبعه كره جنوبي است‌, با حمله به دانشگاه فني ويرجينيا و شليك به‌سمت دانشجويان , سي دو نفر را كشت و تعدادي را نيز مجروح كرد.

شخص ضارب پس از اين حمله مرگبار خودش را نيز به ضرب گلوله از پاي دراورد .

شبكه تلويزيزيوني اسكاي نيوز دقايقي پيش به نقل از ايستگاه راديويي كره‌جنوبي اعلا‌م كرد عامل حادثه تيراندازي مرگبار در دانشكده ويرجينياي امريكا سونگ هوئي‌چو نام داشته است.

ياداور مي شود اين فرد مسلح روز گذشته در دانشكده ويرجينيا سي و دو نفر را به ضرب گلوله از پاي دراورد و در نهايت نيز خود را كشت .

 

*وحشت جرج بوش

كاخ سفيد اعلام كرد جرج بوش رئيس جمهور امريكا از شنيدن خبر تيراندازي‌در دانشگاه ويرجينيا كه به كشته شدن دست كم بيست و دو نفر منجر شده وحشت‌زده شده است .

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «انتخاب»،دانا پرينو سخنگوي كاخ سفيد گفت جرج بوش از اين خبر وحشت زده شده و براي خانواده هاي قربانيان ,دانشجويان و كاركنان دانشگاه ابراز تاسف عميق كرده است.

كاخ سفيد اعلام كرد كه اوضاع را از نزديك دنبال مي كند .



*
پلیس و مقامات دانشگاهی ویرجینیا تحت فشار هستند
پلیس و مقامات دانشگاهی امریکا تحت فشار قرار دارند تا در این باره توضیح دهند چگونه یک فرد مسلح ظاهرا پس از کشتن دو نفر شناسایی نشده است و چند ساعت بعد با کشتن 30 نفر فجیع ترین قتل عام در امریکا را به وجود آورده است.  

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «انتخاب»،این فرد که پلیس نام وی را اعلام نکرده است , شنبه صبح  ظاهرا در یک قتل عام از پیش برنامه ریزی شده  بعد از تیراندازی به طرف دانشجویان و کارکنان در یک کلاس درس در دانشگاه فنی ویرجینیا ، خودش را کشت.

 

واین هم نظر اولیه من در مورد این حادثه که برای خبرگزاری انتخاب در صبح روز 29 فروردین فرستادم.

 

با سلام خدمت دست اندرکاران محترم سایت انتخاب

خوبه که جرج بوش در مقابل کشتار هایی که در کشورش اتفاق میفته مسئوله و جامعه آمریکا اونقدر آزاد هست که بتونن از رئیس جمهورشون سئوال کنند، چه رئیس جمهور پاسخگو باشه و چه نباشه، و رئیس جمهور هم در مقابل این کشتار ها حداقل پیام تسلیت میفرسته، کاری که رئیس جمهور ما نکرد و در مقابل کشتار و قتل عامهایی که در کشور اتفاق می افتد به جز سکوت کار دیگری نمی کند و پیام تسلیت هم نمی فرستد، دیروز بخش خبری ساعت 21 حدود 20 دقیه به این موضوع پرداخت،در حالی که همین بخش خبروی روز بعد از تاسوکی کمتر از 30 ثانیه را به این فاجعه اختصاص چیزی که در این گزارش مشخص بود که دلسوزی خبرنگاری که این گزارش را تهیه کرده بود برای تحقیر دولت آمریکا بود و مرتبا این موضوع را می گفت که وقتی در یک دانشگاه دیگر تیر اندازی شده چرا پلیس آمریکا دیگر دانشگاههای این کشور را و این ایالت را به حالت آماده باش نگذاشته بود؟ و چرا گذاشت که اینگونه وقایع دوباره تکرار شود؟ و می گفت این سئوال را باید بوش به مردم آمریکا پاسخ بدهد ودر پایان هم مصاحبه یک دانشجو را پخش کرد که می گفت من دیگر برای رفتنم به دانشگاه احساس امنیت نمی کنم.

خوب بود خبرنگارهای ایرانی این سئوال را چند روز بعد از تاسوکی از یک شهروند زاهدانی می پرسیدند که آیا شما در رفت آمد در جاده های اصلی کشور احساس امنیت می کنید؟ آیا شما در رفت و آمد در شهر زاهدان نمی ترسید که گروگان گرفته شوید؟

چرا خبرنگاران ما این سئوال را از رئیس جمهور نپرسیدند که بعد از گروگان گیری پاسگاه ناهوک و بهد از تهدیدات این گروه چرا مرزها را کنترل نکردید؟ چرا نیروها را در آماده باش نگذاشتید؟ این سئوالات را شخص رئیس جمهور باید پاسخ دهد، نه وزیران او. وقتی که سه وزارت خانه کشور و اطلاعات و امور خارجه  در به وجود آمدن فاجعه تاسوکی به طور مستیم نقش دارند باید رئیس جمهور پاسخگو باشد، چرا ما در حوادث تروریستی باید پیام تسلیت از دبیر کل سازمان ملل بشنویم و از رئیس جمهور خودمان فقط سکوت؟ چطور برای زهرا کاظمی خبرنگاران محترم رسانه ملی موضوع را از رئیس جمهور می پرسیدند و پی گیری می کنند، ولی در تاسوکی خبرنگاران رسانه حتی حاضر به مطرح کردن موضوع هم نشدند؟

هامون سیستانی

 

حالا میخوام نظر بالا رو تکمیلتر کنم

در خبر بالا یکی از سئوالاتی که برام پیش اومد این بود که چه عاملی باعث که بوش پس از شنیدن خبر 22 کشته(یعنی آمار اولیه این حادثه) وحشت زده می شود ولی آقای احمدی نژاد پس از شنیدن خبر کشته شدن 22 نفر در تاسوکی کاملاً ریلکس است؟ چه عاملی باعث میشود که آقای بوش برای خانواده های قربانیان این حادثه پیام تسلیت بفرستد و دستور دهد پرچم‌ها دراين كشور براي اداي احترام به قربانيان اين حادثه به حالت نيمه افراشته درايد ولی آقای اخمدی نژاد نتنها پیام نفرستند بلکه پاسخگویی در این زمینه را به وزیر کشور بسپارد و آقای وزیر هم به عنوان پاسخ بگوید که فقط یک مورد ناامنی کوچک در سیستان و بلوچستان اتفاق افتاده که بعضی سایت های خبری آن را بزرگ کرده اند؟

(لینک در کیهان : در بخشی از این مصاخبه به این جمله بر می خورید.

وزيركشور در پاسخ به سؤال كيهان درباره ناامني در سيستان و بلوچستان و پيگيري حادثه تاسوكي اظهار داشت: كل منطقه شاهد بيش از يكي دو مورد ناامني نبوده و بيشتر از آن را مطبوعات و سايتها بزرگ مي كنند. )

اون چیز که واضح است اینه که وجود شبکه های حبری متععد در آمریکا باعث می شود که بوش پس از شنیدن خبر کشته شدن 22 نفر مات و مبهوت بماند و نداند که جواب سئوالهای خبرنگاران را چه بدهد، ولی این استرس را آقای احمدی نژاد ندارد چون می داند هیچ خبرنگاری جرات پرسیدن سئوال ممنوعه را ندارد!! شاید خبرنگاران آمریکایی در مورد اخبار و کشتار در فلسطین بی رحم باشند  ولی در مورد هموطنان خودشان کوتاه نمی آیند(درست بر خلاف خبرنگار های ما) مطمئناً اگر چنین خبرنگارهایی در کشور ما وجود داشتند، آقای احمدی نژاد با اون همه محبوبیتی که کسب کرده بود و با عمقی زیاد فاجعه تاسوکی، یعنی یک گروه 12 نفره در نزدیکی پاسگاه 90 دقیق جاده اصلی و بین المللی کشور را ببندند و پلیس هم متوجه این موضوع نشود و تروریست ها به همان راحتی که جنایتشان را انجام دادند به همان راحتی هم از مرزهای جمهوری اسلامی ایران خارج شوند! شاید بعد از شنیدن خبر تاسوکی قلبش می ایستاد چون بوش که به دلیل جنگ عراق در بین مردم محبوبیتی نداشت وحشت زده شد!

نکته جالب این است که در حادثه ویرجینیا رسانه ملی که کلاً 30 ثانیه را در همان روزهای اول به تاسوکی اختصاص داد، در بزرگ نمایی حادثه ویرجینیا سنگ تمام گذاشتند و در مجموع بیش از صد ساعت در مورد این حادثه در تمام شبکه های رادیویی و تلویریونی صدا وسیما برنامه و تفسیر خبری پخش کردند تا دولت آمریکا را تحقیر کنند، ومجریان این برنامه ها هم به نحو عجیبی با خانواد های قربانیان  و مردم وحشت زده آمریکا ابراز همدردی می کردند و برایشان دل میسوزاندند، مطمئناً اگر خبرگزاری هایی که در آمریکا بودند در ایران هم وجود داشتند کاری می کردند که حداقل وزیر کشور و فرمانده ناجا علاوه بر برکناری محاکمه هم بشوند. واقعاً ما در چه دنیایی زندگی می کنیم؟ دنیایی که در آن دو کشور دشمن هستند و هر کدام دیگری را به سانسور اخبار داخلی خود متهم می کند ولی این وسط هیچکس نیست که واقعاً دلش برای قربانیان این حوادث تروریستی بسوزد.

نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | یکشنبه 1386/02/02 19:21

عامل اصلی جنایت کیست؟  
 

 

 

عکس بالا از یکی از حوضچه های آبی در سیستان در روز 13 فروردین 1386 است.

 

در مطلب فبلی در مورد یک جنایتی صحبت کردم که هنوز عامل اصلی و دقیق اون به صورت واضح مشخص نشده، من گفتم که مطلب قبلی رو میخوام با راهنمایی ها شما تکمیل کنم و با هم عامل اصلی این جنایت رو پیدا کنیم اما متاسفانه هیچ کس در این کار من رو راهنمایی نکرد، و من مجبورم خودم با ارئه شواهد دیگر چند قدم به جلو برم و تا به عامل اصلی این جنایت نزدیک شویم، من در این پست هیچ شخص یا اشخاصی رو به طور مستقیم عامل اصلی این جنایت معرفی نمی کنم وآنچه که گفته میشه بر پایه حدس و گمان است و می تواند با راهنمایی های منطقی شما بهتر شود.

 

در نگاه اول به این جنایت در می یابیم که جنایت دارزین از لحاظ ظاهری بسیار شبیه به فاجعه تاسوکی بوده بااین تفاوت که تروریست ها به اتومبیل های خانوادگی کاری نداشتند و فیلم برداری نکردند و گروگان هم نگرفتند یعنی ایست و بازرسی تقلبی بستن دست ها و چشم ها با چسب و آتش زدن خودروها عیناً در این حادثه تکرار شده ، ولی این حادثه از لحاظ مکان و زمان حنایت، کاملاً با فاجعه تاسوکی متفاوت است. مکان این حادثه در 35 کیلومتری جاده بم- کرمان بوده، جایی که با یک اتومبیل سواری معمولی و از راه اصلی و آسفالته با کلی تونل و پیچ و خم حدوداً 12 ساعت با نزدیکترین نقطه مرزی فاصله داشته، چه برسد به راههای کوهستانی و ثبت نشده بلوچستان. این تقریباً تشریح موقیت مکانی این حادثه است، اما تشریح موقیت زماني آن جالب تر است. این حادثه درست در زمانی اتفاق افتاد که دولت از کنترل امنیت سیستان و بلوچستان ناتوان شده بود، قرارگاه عمیلیاتی رسول اکرم با صرف میلیاردها تومن هزینه باز هم نتوانسته بود آن طور که باید امنیت استان سیستان و بلوچستان را تامین کند. وزیر کشور با فشار نمایندگان مجلس در نزدیکی استیضاح قرار داشت. اخبار این ناامنی ها در کشور با تلاش خبرنگاران وظیفه شناس رسانه ملی به شدت سانسور میشد. هنوز هیچ یک از گروگانهای فاجعه تاسوکی آزاد نشده بود، اخبار فاجعه تاسوکی که در اون حقیقت های زیادی و جود داشت و خود این فاجعه بی مثل و مانند در تمام تاریخ ایران بود علی رغم سانسور زیاد باز هم در حال انتشار بود و افراد بی اطلاع را مطلع می ساخت، اگر چه سرعت این اطلاع رسانی کم بود ولی همین سرعت کم نیز برای مسئولین امنیتی خطرناک بود. دولت برای حفظ آبرو و اقتدار نیروی انتظامی تصمیم به برگزاری یک مانور بزرگ در زاهدان گرفته بود که خبر این رزمایش قبل از حادثه دارزین در برخی از سایت های خبری از زبان وزیر کشور منتشر شد. اما خود وزیرکشور و دیگر مسئولان امنیتی می دانستند که  دستیگری چند قاچاقچی و گروگانگیر در این رزمایش تاثیر چندانی در افکار عمومی نخواهد گذاشت.

موارد مشکوک بعد ار حادثه دارزین

 بلافاصله بعد از حادثه دارزین و قبل از انتشار هر گونه اطلاعیه از طرف گروه جندالشیطان خبرگزاری فارس در مصاحبه با فرماندار بم اعلام کرد که این حادثه کار گروه ریگی نیست. آقای حداد عادل که انگار از همه جا بی خبر بود در نطق پیش از دستور مجلس گفت.

شماره:8502240062

حداد عادل:

مسئولان امنيتي و انتظامي در پي‌گيري جنايت تروريستي بم - كرمان جدي‌تر باشند

خبرگزاري فارس: رئيس مجلس از مسئولان امنيتي و نيروي انتظامي خواست در پي‌گيري جنايت تروريستي بم - كرمان جدي‌تر باشند.

 

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، غلامعلي حداد عادل در نطق پيش از دستور امروز خود با اشاره به حادثه شب گذشته سه راهي بم - كرمان- جيرفت اظهار داشت: نيروي انتظامي با وزارت كشور و مسئولان امنيتي بايد در رسيدگي به حادثه جدي‌تر باشند.
وي افزود: پس از حادثه تلخ و تاسف باري كه در جاده زابل - زاهدان در منطقه تاسوكي اتفاق افتاد، نمايندگان مجلس و نمايندگان استان چندين بار تذكر دادند و پي‌گيري كردند و ناراحتي مردم را در مجلس منتقل كردند.
رئيس مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت: متاسفانه شب گذشته نظير آن حادثه در جاده بم - كرمان اتفاق افتاد و همان گروه اشرار وابسته به بيگانه بار ديگري عده‌اي از هموطنان را به شهادت رساندند و مجروح كردند و راه را بسته و اتومبيل‌ها را به آتش كشيدند.
حداد عادل با بيان اينكه ايجاد ناامني در مرزهاي كشور و برانگيختن خصومت ميان شيعه و سني و اقوام مختلف كشور در دستور كار دشمنان ايران قرار دارد، گفت: امنيت عمومي موجود در كشور دشمنان را به حسادت واداشته و همين واقعيت باعث مي‌شود توطئه‌هايي براي ايجاد ناامني كه گاه در نقاط مختلف كشور است، شاهد باشيم.
وي ضمن اظهار تاسف و عرض تسليت به مردم منطقه خصوصاً مردم بم كه نماينده‌اي هم در مجلس ندارند، تاكيد كرد: نيروي انتظامي، وزارت كشور و مسئولان امنيتي بايد وظيفه خود را انجام دهند. اين حوادث ايجاب مي‌كند مسئولان در رسيدگي حادثه جدي‌تر باشند.
حداد عادل خاطر نشان كرد:بايد از دولت خواسته‌ شود اقداماتي كه براي مقابله با ناامني آغاز كرده‌اند، تصويب و پيگيري كنند.
رئيس مجلس شوراي اسلامي در پايان تاكيد كرد: مجلس آمادگي دارد اگر نيازي باشد، به دولت كمك كند.
انتهاي پيام/ که فقط این قسمت از سخنان آقای حدادعادل در رسانه ملی منعکس شد:

آقای حداد عادل ضمن اظهار تاسف و عرض تسليت به مردم منطقه خصوصاً مردم بم كه نماينده‌اي هم در مجلس ندارند، تاكيد كرد: نيروي انتظامي، وزارت كشور و مسئولان امنيتي بايد وظيفه خود را انجام دهند. اين حوادث ايجاب مي‌كند مسئولان در رسيدگي حادثه جدي‌تر باشند.
حداد عادل خاطر نشان كرد:بايد از دولت خواسته‌ شود اقداماتي كه براي مقابله با ناامني آغاز كرده‌اند، تصويب و پيگيري كنند.
رئيس مجلس شوراي اسلامي در پايان تاكيد كرد: مجلس آمادگي دارد اگر نيازي باشد، به دولت كمك كند.

 

استاندا کرمان در ارتباط تلفنی با بخش خبری ساعت 14 شبکه اول سیما ضمن تشریح کامل حادثه با تمام جزئیات، اعلام کرد که عوامل این حادثه عده ای قاچاقچی بودند و ما نیز ضمن هلاکت 4 نفر از آنها مقدار یک تن مواد مخدر نیز از آنها گرفتیم.(لینک این خبر از زبان معاون سیاسی امنیتی استاندار کرمان در خبرگزاری مهر)

مجری خبر 21 شبکه اول سیما گفت که پس از حادثه دلخراش جاده بم کرمان زرمایش بزرگی در زاهدان با فرماندهی قرارگاه عملیاتی رسول اکرم برای دستگیری  عوامل این حادثه صورت گرفت( همون رزمایشی که قبل از دارزین خبرش بود)

فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد که تعدادی از عوامل حادثه دارزین توسط این نیرو دستگیر شده اند.(اما تا کنون هیچگونه فیلم و یا متنی از اعترافات افراد دستگیر شده منتشر نشده است، تا افکار عمومی بدانند که این افراد چگونه و چرا دست به این جنایت زدند و این افراد مربوط به کدام گروه وابسته به چه کسانی هستند.)

 توضیحات: همانطور که خودتون می دونید اولین شرط برای انجام عملیات تروریسیتی مثل این، داشتن راه فرار است یعنی داشتن راه فرار بعد از انجام عملیات تروریستی است، به نظر شما تروریست ها در دارزین در اون شرایط زمانی یعنی آماده شدن تمام نیرو ها برای برگزاری یک مانور بزرگ چه راه فراری داشتند؟ و از همه خنده دار تر اینست که این عملیات را به قاچاقچیان مواد مخدر نسبت دادند و علاوه بر آن بگند که ما از این قاچقچی های تروریست یک تن مواد مخدر هم گرفتیم! به چند دلیل میشه گفت که نسبت دادن این عملیات به قاچاقچی ها فقط وفقط برای منحرف کردن افکار عمومی است، حالا یا این منحرف کردن برای مخفی کردن عاملان اصلی است، و یا ناشی از ناتوانی در دستگیری عوامل اصلی می باشد، چون اول  باید دید که قاچاقچی چرا قاچاق می کند؟ مگر نه اینکه قاچاقچی صرفاً برای بدست آوردن پول قاچاق می کند، و یک کاروان قاچاق با یک تن مواد مخدر تنها هدفش اينه که مواد را به مقصد برساند و به پولش برسد، پس در این راه باید تا آنجایی که می تواند از راه هايی برود که با نیروی انتظامی درگیر نشود، و برای کاروانی با یک تن مواد مخدر انجام عملیاتی مثل دارزین یعنی انگشت کردن در لانه زنبور، با یک نگاه کوچک می توان فهمید که کشتن حتی یک نفر در آن شرایط  مکانی و زمانی در آن جاده باعث می شود که ظرف مدت چند ساعت تمام نیروهایی که در آماده باش کامل بودند به آن منطقه بریزند و آنجا را محاصره کنند و این یعنی خودکشی، حالا فرض کنیم که قاچاقچی ها برای انتقام گیری و برای اینکه راه قاچاقشون بسته شده دست به یک عملیات بزنند، چرا یک تن مواد همراه خودشون آورده بودند تا علاوه بر سنگینی بار ضرر مالی بزرگی رو متقبل شوند؟ چرا عملیات خودشون رو بر ضد مردم بی دفاع انجام بدهند؟ تا الان اگر قاچاقچی های عقده می کردند در جایی که نزدیک نقطه مرزی باشد کمین می کردند و یک ماشین گشت نیروی انتظامی را با آر پی جی می زدند و فرار می کردند، و اگر می خواستند بر ضد مردم بیگناه جنایتی را انجام بدهند، چرا جاده بم- کرمان که هر گونه راهبندانی در این جاده و در اون شرایط زمانی مساوی با خودکشی بود، و چرا در جنایتشان باید سناریو تاسوکی را پیاده می کردند؟ این کار چه منفعتی می توانست برایشان داشته باشد؟؟؟

چند روز قبل وبلاگ یکی از دوستان به نام «نگاهی نو به فردا» را که اخبار مربوط به فاجعه تاسوکی و خاطرات و زندگینامه شهدای این فاجعه را می نوشت فیلتر کردند، و از همان اولین روز این فاجعه دیدم که دولت محترم به شدت از انتشار اخبار این فاجعه دردناک جلوگیری می نمود، و این نشان می داد که تاسوکی حقایقی را در خود دارد که مسئولین بسیار از آن وحشت زده هستند، پاسخ خیلی از سئوالات در تاسوکی نهفته بوده و هست، 1- چرا پس از گذشت 27 سال از انقلاب اسلامی ایران مرزی که تروریست های تاسوکی از طریق آن وارد کشور شدند جدا از مسئله دستگاههای الکترونیکی و دوربین های پرنده و چرنده و... حتی یک متر سیم خاردار هم نداشت؟ و افراد عبدالمالک ریگی نتنها زحمت پاره کردن سیمهای خاردار را نکشیدند بلکه براحتی با چند دستگاه اتومبیل از نوار مرزی رد شدند، آیا خانه ای را تا دزد نزند نباید برایش در و دیوار ساخت؟  این مشخص است که مرز باز برای یک کشور بدون دشمن اشتها آور است چه برسد به ما که به همسایگان خودمون هم نمی تونیم اعتماد داشته باشیم، و از این مسئله می تونیم مطمئن بشویم که باز بودن مرزها کاملا عمدی بوده، اما به چه دلیل؟

2- مسئله همون فیلم های سینمایی دهه60 است که  دربارش قبلاً توضیح داده بودم، در این فیلمها که خیلی هم زیاده سعی شده تا مردم استان سیستان و بلوچستان رو مردمی وحشی و قاچاقچی و آدم کش جلوه بده، این فیلمها درست به سبک فیلمهای هالیوودی ای درست شده است که در اون مسلمانان رو وحشی جلوه می داده، در این فیلمها مسلمانان یک گروه وحشی و به دور از تمدنی بودند که تنها منطقشان اسلحه است، یادمه یکی، دو سال قبل که یک مستند درباره ساخت و تفصیر این فیمها از شبکه یک پخش شده بود، رئیس شهرک سینمایی هالیوود که یک ایتالیایی بود، درباره ساخت و پخش این فیلمها می گفت من خودم یک ایتالیایی هستم، و اصل و ریشه مافیا هم از ایتالیا است. فیلم های متععد درباره و مافیا و ایتالیایی ها در هالیوود ساخته شد، مسلمانان و مردم خاورمیانه هم باید بدانند که در حادثه 11 سپتامبر نقش داشتند.

در ادامه مجری این برنامه که ساخت این فیلمها را با سازمان CIA  مرتبط می دانست با ناکافی دانستن این دلایل گفت که دلایل بدون مدرک نمی تواند ساخت این فیلمها را با این گستردگی توجیه کند.

و در مورد فیلمهایی که در مورد این استان ساخته شده هم مشابه همین دلایل آورده می شود، که باید قبول کرد که استان سیستان و بلوچستان بیشترین میزان قاچاق مواد مخدر را در کشور دارد و... من خودم در اول یکی از این فیلمها دیدم که نوشته بود «تقدیم به روح شهدای مبارزه با مواد مخدر» کاملاً مشخص است که این جمله را برای توجیه دروغهایی که در این فیلم قرار است نمایش داده شود نوشته اند، چون اگر اینها اهل شهید و شهادت بودند یک فیلم درباره تاسوکی می ساختند و یا حداقل مستند آن را از شبکه 3 پخش می کردند. و اگر هم اهل ساختن فیلم درباره شهدای مبارزه با مواد مخدر بودند، با نگاهی به آمار و اسامی و زندیگینامه شهدای مبارزه با مواد مخدر از اول انقلاب تا کنون در می یابیم که بیش از 90 درصد شهدای مبارزه با مواد مخدر از مردم همین استان هستند، چیزی که حتی در یکی از این فیلمها گفته نشده است، در این فیلمها همکاری مردم در مبارزه با مواد مخدر در حد همکاری یک نفر از اهالی دهات اشرار و یا خود گروه اشرار است.

مثلاً تمامی 19 شهید کمیته انقلاب اسلامی که در سال 1361 در رود ماهی زاهدان توسط اشرار بدنشان تکه تکه شده بود، سیستانی بودند. و یا در حال حاضر کسانی مثل شهید عبدالله دشتی زاده و یا شهید کوهکن، شهید سرگزی، شهید سرتیپ دوم علیم شیبک، شهید خواجه، شهید رضا دهمرده و... همه و همه از مردم همین استان هستند. و جالبه که بدونید کسانی که روزگاری با بودجه کلان فیلم سینمایی می ساختند تا مردم این را وحشی جلوه بدهند و این استان را هم ناامن جلوه بدهند امروز که مردم عادی و غیر نظامی همین استان کشته شدند، و مسئله امنیت مستقسماً به خودشان برگشت اعلام می کنند که سیستان و بلوچستان از امن ترین استان های کشور است و در هیچ یک از جرایم مقام اول را ندارد.

به نظر می رسد موضوع این فیلمهای سینمایی با معمای باز بودن مرزها به هم مرتبط هستند، ما باید علاوه بر پیگیری این پرونده به دنبال سازنده گان این فیلمها هم باشیم همانطور كه می شود به فیلم ضد ایرانی و دروغ 300 اعتراض کرد به این فیلم ها هم باید اعتراض و حتی از سازندگان آنها شکایت کرد، اونها حق نداشتند با آبروی مردم یک استان اینگونه بازی کنند. به خاطر تاثیرات همین فیلمها در سال 1382 وقتی که جای چند حفاری غیر مجاز در شهر سوخته پیدا می شود و فقط احتمال می رود که دو تا کوزه به سرقت رفته باشد، یکی از مسئولین میراث فرهنگی کشور در مصاحبه با یکی از روزنامه های کثیرالانتشار میگه که احتمالاً این سرقت کار مردم منطقه(مردم سیستان) بوده، که را قاچاق براشون بسته شده و الان به سرقت آثار تاریخی می پردازند.

ولی جالب اینه که وقتی در يكي از روستاهاي گلپایگان درب پانصد کیلویی یکی از بناهای تاریخی و یک مجسمه در اون روستا به سرقت میره هیچکس نمی گه که کار مردم منطقه بوده و میگن کار باند های قاچاق آثار تاریخی بوده!!!

 

 

 اینکه عامل اصلی جنایت دارزین دقیقاً چه کسی است هنوز مشخص نیست و آنچه که مشخص است اینست که دارزین کار هر کسی که باشد، این جنایت را فقط و فقط برای افشا نشدن حقایق تاسوکی انجام داده است و این از شباهت بسیار زیاد این حادثه به فاجعه تاسوکی کاملا مشخص است. چه ما فرض کنیم این جنایت کار ریگی است که نمی خواسته عمق زیاد جنایت تاسوکی فاش شود و چهره خود را تطهیر دهد، وچه فرض بگیریم که کار مسئولین دولتی باشد تا حقایق 30 ساله اشان از طریق تاسوکی فاش نشود.

در پایان دوباره میگم که آنچه که در بالا گفتم از روی حدس وگمان بوده واگر من نتیجه گیری اشتباهی کردم با راهنمایی های منطقی شما درست میشه و اگر هم درست بوده باز هم باراهنمایی های شما بهتر میشه .

من منتظر نظرات شما هستم.

برای اطلاعات بیشتر مطالب قبلی را هم بخوانید خوب است

 

نمایشگاه یک چیز کم داشت

از کحا بدانیم؟

مردم واقعاً بی خبرند

در باره حادثه تروریستی روز چهارشنبه در زاهدان

 

 

تشیع پیکر شهدا در زاهدان

 

اشرار یا قاچاقچیان؟   

                

 

باز خوانی یک پرونده!!!

 

 

نوشته شده توسط هامون | موضوع: نقد و بررسی | لينک ثابت | یکشنبه 1386/01/26 8:51

باز خوانی یک پرونده!!!  

این اولین پست سال 1386 من است، پس اول فرارسیدن سال نو رو به همه شما تبریک میگم، در اینجا از تمامی کسانی که به این وبلاگ سر زدند و نظر دادند تشکر می کنم، و  اگر به هر دلیلی نتونستم جواب نظر آنها رو بدهم عذر خواهی می کنم، اما امسال میخوام روی یک موضوع خیلی مهم بحث کنم، شاید به نتایج جالب و شگفت آوری برسیم ، در برنامه تقاطع حنایت که از شبکه هامون پخش شد، یکی از روحانیون اهل سنت گفت که اگر بلوچ با کسی دشمنی دارد و بخواهد جلو راهش را بگیرد وقتی بیند که آن شخص با خانواده اش است با او کاری ندارد، و به نظر من هم جنایتکار هر چقدر که بی رحم باشه نمی تونه کسی رو جلو چشم خانواده اش بکشه مگر اینکه کاملا خوی حیوانات درنده و بگیره و همشون رو روسفید کنه، همون طور که می دونید در تاسوکی جنایتکاران با بی شرمی تمام جنایت خود را جلو چشم خانواده قربانیان انجام دادند، ولی در دارزین (جاده بم- کرمان) هیچکدام از ماشین های متوقف شده خانوادگی نبودند! یعنی سه سواری و یک وانت، و این نشون میده که جنایتکاران دارزین بر خلاف گفته های عبدالمالک دل رحم تر بودند، و حداقل اخلاق رو بهتر از اونها بلد بودند، اگر چه کار اونها هم یک جنایت بزرگ محسوب می شد،  ولی اون چیزی که واضح است اینه که این گروه یعنی جنایتکاران دارزین هیچ ارتباطی به وحشی های جنایت تاسوکی ندارند و اهداف دیگری رو دنبال می کردند، و از اونجایی که دولت محترم هیچ گزارشی کاملی از این گروهی که به گفته خودشون بعضی از عواملشون دستگیر و بعضی دیگر کشته شده اند، نداده، و متن و یا فیلمی از اعترافات عوامل دستگیر شده منتشر ننموده، این مطلب رو به عنوان اولین پست سال هشتاد و ششم گذاشتم تا ما با مدارک موجود بررسی کنیم و بدست بیاوریم که چه کسی بیشتر از همه از این جنایت بهره می برد(شاید به شخص و یا اشخاصی برسیم که فکرش رو هم نمیکردیم)، چون این جنایت از لحاظ ریسک نه از لحاظ عمق چند برابر چنایت تاسوکی بوده، هم از لحاظ زمان و هم از لحاظ مکان.

ادامه دارد(البته با راهنمایی های شما)....

نوشته شده توسط هامون | موضوع: نقد و بررسی | لينک ثابت | سه شنبه 1386/01/07 18:38

تاسوکی از زبان رضا(3)  

از تاسوکی 8 تا 12 از سایت lakzaee.net

 

 

آنها می روند و ما چون پرنده ای زخمی و شکسته بال و پر ریخته و بی پناه هر کداممان گوشه ای کز کرده ایم و در خود فرو رفته ایم. این سکوت غصه ساز را صدایی باید بشکند، اما سوز کدامین صدای غمناک. بگذار غم به همراه این سکوت سهمگین، همسایه­ی دیوار به دیوار دلمان باشد، هنوز خیلی فاصله هست میان ما و زینب(س)! فاصله ای طی ناشدنی. فقط اوست که رهنورد و رکورددار این وادی است؛ او در یک روز بیش از هفتاد بار به شهادت رسید؛

«سلام بر زنی که دشمن خون سرش را بر ستونهای کجاوه دید ولی تضرعش را ندید.»


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | شنبه 1385/12/19 12:45

اشرار یا قاچاقچیان؟  

چند روز قبل در یکی از بخش های خبری صدا و سیما مصاحبه با وزیر کشور رو دیدم، سئوال از وزیر درباره امنیت بود، آقای وزیر کشور گفتنذ که دشمن از عملکرد مردم و شرکت در راهپیمایی و غیره عصبانی است و به همین دلیل هم ایجاد ناامنی و بمب گذاری میکنه، البته قاقچیان هم وقتی می بینند که ما راه قاچاق رو براشون میبندیم دست به اقداماتی می زنند، و ما همه تلاشمون رو می کنیم و ماموران ما هم با جدیت در تلاش هستند که امنیت را برقرار کنند.

نکته جالب در مصاجبه این بود که وزیر کشور سعی داشت تا ناتوانی در دستگیری عوامل استکبار به خصوص گروه عبدالمالک رو به مسئله قاچاق ربط بده, ومسئله قاچاق هم که هزارتا ریشه داره و به این زودی ها حل نمیشه، البته این اولین مصاحبه وزیر کشور نبود که این دو را به هم ربط می دهد، و در مصاحبه های دیگر هم این موضوع به چشم می خورد، حالا به فرض هم که قاچاقچیان ایجاد ناامنی کرده باشند، آیا ایجاد ناامنی این قاچقچیان بیشتر است یا گروه مالک؟ خب معلومه گروه عبدالماک که تا الان بیش از 50 نفر از هموطنانمون رو به شهادت رسونده . 

معمولاً بعد از هر حادثه تروریستی در استان می بینم که بیان میشه که این عملیات توسط اشرار و قاچقچیان مسلح صورت گرفت، و این دو کلمه رو به هم می چسبودند، واله من اون طور که در اعترافات نصرالله شنبه زهی دیدم، اون یه دزد ویا نهایتاً یک شرور بوده که به خاطر پول هر کاری می کرده ولی قاچاقچی نبوده، اصلاً غیر از اینه که قاچاقچی برای پول کار قاچاق رو انجام میده نه برای تفریح، پس اگه برای یه کار دیگه بهش پول بیشتری داده بشه طبیعتاً اون کار رو انجام میده و قاچاق رو ول میکنه و اون موقع دیگه قاچاقچی محسوب نمی شه، پس بردن نام اشرار و قاچقچیان مسلح صرفاً برای منحرف کردن افکار عمومی است.

بگذارید براتون ساده تر بگم، شاید بشه گفت هر قاچاقچی ای شرور است، ونمیشه گفت که هر شروری قاچاقچی است! و این دقیقاً همون مثال گرد و گردو است، من نمی گم قاچاقچی ها در این استان ایجاد ناامنی نمی کنند، ولی ناامنی های موجود خصوصاً مورد سئوال خبرنگاران سایت های خبری (نه رسانه ملی) کار گروه مالک یا همان اشرار مسلح است، و این دو (اشرار مسلح و قاچقچیان مسلح) به هم هیچ ربطی ندارند، مطمئناً هیچ کس نمی تونه چند تا چوب رو با هم بشکنه, و برای شکستن اون چوب ها باید دونه به دونه اقدام کنه تا راحتر و سریع تر به نتیجه برسه، و به همین دلیل هم مسئولان باید اول تمام عزم خود را جزم کنند تا  گروه مالک را دستگیر کنند، چون با یک نگاه کوچک به این ناامنی ها در می یابیم که فعلاً این گروه دست به کشت و کشتار می زنند و و بردن نام قاچاقچیان فقط یک بهانه است، ولی از اون جایی که مسئولین محترم یا نمی توانند و یا نمی خواهند این ناامنی ها حل شود، با پخش این مصاحبه های سر و ته قیچی شده در رسانه ملی سعی دارند یه جوری خودشون رو بی تقصیر جلوه بدهند، البته حق هم دارند که اینقدر بی خیال باشند چون اونها تهران هستند و این ناامنی ها به اونها آسیبی نمی رسونه، مردم هم که اکثراً اخبارشون رو از رسانه ملی پیگری می کنند و رسانه ملی هم با این خبرنگاران شجاع و فداکارش! رو انگشت این آقایون می چرخه و هرچی این آقایون بگن پخش می کنند و هر چی بگن پرسیده میشه.

 

نوشته شده توسط هامون | موضوع: نقد و بررسی | لينک ثابت | پنجشنبه 1385/12/17 15:23

نامه ای سرگشاده به خبرنگار رسانه ملی  

من امروز نامه ای رو در بخش نظرات وب سایت شخصی یکی از خبرنگاران رسانه ملی گذاشتم که دل می خواد این نامه رو تمام خبرنگاران رسانه ملی بخونند به خاطر همین هم درب پاکت این نامه رو باز کردم تا نامه ی من بشه سرگشاده و همه بخونند.

 متن نامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | پنجشنبه 1385/12/10 11:50

متن کامل دفاعیات يكي از عوامل حادثه تروريستي‌ زاهدان  
متن کامل دفاعیات يكي از عوامل حادثه تروريستي‌ زاهدان ؛ عبدالمالک گفت باید شیعیان را بکشیم!

  خبرگزاري انتخاب : قاضي: خب چطور شد كه دستگير شدي ؟  ‌- وقتي پا به فرار گذاشتم، يك نفر به سمت من حمله كرد، براي همين به طرفش چند تير شليك كردم.  ‌قاضي: آن شخص، نظامي بود يا عادي؟  ‌- از مردم بود، چون لباس راحتي بر تن داشت و از داخل منزل بيرون آمده بود.  ‌قاضي: چند گلوله شليك كردي؟  ‌- فكر كنم 5 الي 8 گلوله.  ‌قاضـي: آن شخصي كه از نيروهاي خودي تان بود را هم تو كشتي، چرا؟  ‌- چون ديدم ممكن است گير بيفتد و اطلاعات را لو دهد او را كشتم.

۵ اسفند ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۳۲ , ۲۰
خبرگزاري انتخاب :
خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» در زاهدان موفق شده، متن جلسه دادگاه علني رسيدگي به اتهامات يكي از عوامل حادثه تروريستي بلوار ثارا...‌ زاهدان ( که چندی پیش اعدام شد) را به دست آورد.

بنابراین گزارش، در ابتدا نماينده دادستان با قرائت كيفر خواست اظهار داشت: امروز با يك گروهك خود فروخته و مزدور مواجهيم كه دست به ترور و آدم كشي مي زند و از اين گروه هيچ توقعي نيست، زيرا نه شيعه هستند و نه سني. وقتي از متهم حاضر در دادگاه سوال كرديم كه با چه هدفي به گروه پيوستي گفت كه من نه حمد بلدم بخوانم و نه سوره  و مي بينيم كه امثال اينها براي جنايت اجير مي شوند.  ‌


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط هامون | موضوع: اخبار | لينک ثابت | یکشنبه 1385/12/06 18:10

تشیع پیکر شهدا در زاهدان  

امروز من در مراسم تشیع پیکر شهدای بمب گذاری روز چهارشنبه در زاهدان شرکت کردم، خیابانهای اطراف گلزار شهدا بسته شده بود، جمعیتی زیادی جمع شده بودند تمام شهر پر شده بود از نیروهای بسیجی و سپاهی و نیروی انتظامی، یک مینی بوس وسط جمعیت و روبروی گلزار شهدا پارک کردند، از آقای شهریاری نماینده مردم زاهدان در مجلس خواسته شد تا برای سخنرانی به بالای مینی بوس بیایند،

                                                              

آقای شهریاری با کمال صراحت و قدرت آن چیز را که باید می گفتند، گفتند،  آقای شهریاری گفت تا کی باید شاهد پرپر شدن عزیزانمان باشیم ؟ مسئولینی که نمی توانند امنیت را برای مردم فراهم سازند، محترمانه استعفا بدهند، امروز باید به جای من سردارانی صحبت می کردند که مسئولیت حفاظت از جان این مردم دارند، و...

 

وقتی سخنان آقای شهریاری شنیدم می خواستم بهش بگم که این حرفها فایده ای نداره، شاید دولت در کنترل امنیت در سیستان و بلوچستان ضعیف است اما در کنترل خبری بسیار قوی است، و وقتی مردم نداند که چه بر سر مردم سیستان آمده چه فایده ای دارد، من وقتی دیدم که رئیس مجلس در جلسه علنی در محکومیت حادثه دارزین ابتدا نامی از تاسوکی می برد و در رسانه ملی آن قسمتی که مربوط به تاسوکی می شد سانسور می شود، با خودم می گویم من و شما چه کاره ایم وقتی سخنان رئیس مجلس را سانسور می کنند، البته آنها هم با شرایط موجود براحتی می توانند این این اخبار را سانسور کنند، چون اولاً استان سیستان و بلوچستان استانی است که سالها در کشور ناشناخته مانده و خیلی مردم به زحمت فقط اسم آن را می دانند(البته این بی خبری هم دلایلی دارد که فعلاً به آن نمی پردازیم) و ثانیاً در کشور ما وسایل ارتباط جمعی خیلی محدود است، و مشغله های زیاد مردم باعث که تنها راه کسب اخبار و اطلاعات برایشان تلویزیون و صدا و سیما باشد، البته این دلایل دیگری هم دارد، چون طبق آمار میزان مطالعه مردم ایران پایین است و کمتر کسی اخبار را همه روزه از طریق روزنامه ها پیگیر می کنند، و در مورد اینترنت هم طبق آمار ما فقط 7 میلیون کاربر اینترنتی داریم(حدود10%جمعیت کشور) که آنها هم اولاً همیشه آنلاین نیستند، ثانیاً همه دنبال گرفتن اخبار نیستند، و به دنبال کارهای بیهوده مثل چت کردن و نوشتن وبلاگهای عاشقی، جوک، هک و بازی هستند، پس عملاً تنها منبع اطلاع رسانی اکثر مردم ایران اخبار رادیو تلویزیون(صدا و سیما) است.

 

بعد از آقای شهریاری نوری فرماندار زاهدان بر روی مینی بوس شروع به سخنرانی برای مردم کرد، صحبت های آقای فرماندار در عین سادگی کاملاً در تناقض با سخنان آقای شهریاری بود، آقای نوری در سخنانش سعی کرد مسئولین را در حوادث اخیر بی تقصیر جلوه بدهد، و در جاهای مردم را در عدم دستیگری تروریست ها مقصر دانست، مثلاً در مورد حادثه خیابان بزرگمهر بدون اشاره به اتومبیل نیروهای انتظامی که مسلخ هم بود و در مورد این حادثه دست به هیچ اقدامی نزدند گفت: اگر مردم در خادثه خیابان بزرگمهر خیابان را می بستند و عوامل این حادثه را(با دست خالی و بدون اسلحه) دستگیر می کردند!!!!!!!!!!

 

البته این نکته رو هم بگم که اجتماع مردم زاهدان واقعاً بی نظیر بود، و اگر این اجتماع در شهر دیگری در کشور می بود حتماً اولین خبر می شد، ولی چیزی که من رو خیلی عصبانی کرد، زمانی بود که دیدم جناب آقای سردار غفاری فرمانده قرارگاه عملیاتی فتح با اون شکم ورقلمبیده و باده کرد و با لبی خندان در میان مردم عزادار داره رد میشه و بعد با سردار مولوی حقیقی فرمانده سپاه استان داره سلام و علیک می کنه، و این در حالی است که آقای شهریاری با این که مسئولیتی در برابر تامین امنیت مردم ندارد، باز هم خجالت زده و شرمنده است.

در پایان مراسم نیز متن سخنان آقای شهریاری در مجلس در بین مردم توضیع شد. که من متن آن را اسکن کردم وبرای شما گذاشتم، صفحه 1

صفحه 2

عکس های

 

1        2        3       4      5       6        7

نوشته شده توسط هامون | موضوع: نقد و بررسی | لينک ثابت | جمعه 1385/11/27 18:52

در باره حادثه تروریستی روز چهارشنبه در زاهدان  

ساعت 6:37 بود که ناگهان دیدم همراه یک صدای عجیب شیشهای خانه ی ما لرزید، صدا به حدی نزدیک بود که به نظرم آمد، شاید در یکی از خیابانهای اطراف باشد، اما وقتی که از جزئیات این حادثه باخبر شدم و مخل دقیق آن را فهمیدم ندیده پی به عمق زیاد این فاجعه بردم، چون محل این حادثه حدوداً 4 تا 5 کیلومتر با ما فاصله داشت، صدای این انفجار به حدی زیاد بود که در همان دقایق اولیه تقریباً تمام مردم زاهدان را باخبر کرد، در ابتدا فکر کردم که رسانه های خبری همان رفتار سرد و بی رحمانه ای که با تاسوکی داشتند در مورد این حادثه هم داشته باشند، اما درمورد این حادثه با وجود دستکاری در آمار و عدم بیان خیلی از جزئیات نسبت به تاسوکی انعکاس بهتری در رسانه های خبری داشت، اما در برابر بمب گذاری در اهواز و کشته شدن 7 نفر چیزی نبود،و به عقیده من تنها چیزی که باعث شد تا انعکاس اخبار این حادثه از تاسوکی بیشتر بشود، این بود که عوامل این حادثه دستگیر شدند، به نظر من اینبار هم باید تروریست ها با موفقیت فرار می کردند، چون اونها حساب همه چیز را کرده بود، حتی نیرو های انتظامی و غیره، ولی تنها چبزی که در محاسبات خودشون قرار نداده بودند، مردم بود، مردمی که نشان دادند اگر امنیت را به دست آنها بسپارند و وارد صحنه شوند ریشه این مزدوران را خواهند خشکاند. من دیروز صبح که داشتم  بخش خواندن روزنامه های برنامه مردم ایران سلام رو نگاه می کردم وقتی مجری برنامه داشت تیتر روزنامه ها رو که اکثراً عدد11کشته را برای حادثه زاهدان نوشته بودند می خوند، رسید به روزنامه کارگزاران، گفت: 18 کشته در بمب گذاری در زاهدان، یکهو انگار یک چیزی که نباید می گفت از دهنش در رفت، اومد که درستش کنه رفت همه روزنامه ها رو جلوی دوربین ورق زد و گفت: نه تو اینا که نوشته 11 کشته من خودم هم که تا دیشب اخبار ساعت 21 رو نگاه می کردم 11 کشته بود، حالا چرا این روزنامه نوشته 18 من نمی دونم، واقعاً من نمی دونم چرا در مورد یک حادثه اینقدر تناقض بین روزنامه هاست.

ولی به نظر من این تناقض نه تنها بین روزنامه ها بلکه بین دو خط در شبکه خبر هم هست، وقتی که ظهر روز چهارشنبه 25 اسفند 85 (روز حادثه) داشتم شبکه خبر رو نگاه می کردم دیدم که زیر نویس انگلیسی شبکه خبر 18 کشته در بمب گذاری در جنوب شرق ایران رو نوشته، ولی وقتی که زیرنویس فارسی اومد نوشته بود 11 کشته!!! و نکته جالب دیگر در این حادثه این است که رسانه ملی هیچ نامی از عبدالمالک و گروهک تروریستی جندالله نبردند، تا مجبور نشود در مرد عقبه این گروه توضیح دهند، و بحثش رو باز کنند، اما در بخش خبری عربی شبکه خبر عیناً نام عبدالمالک ریگی را برد.

من در خبرگزاری ها خوندم که دبیرکل سازمان ملل متحد و اعضای شورای امنیت این حادثه تروریستی را محکوم کردند، و برای خانواده های قربانیان و مردم ایران پیام تسلیت فرستادند،  ولی دریغ از یک پیام خشک و خالی که از طرف مسئولان و دولت مهرورز ما اعلام شود.

نوشته شده توسط هامون | موضوع: نقد و بررسی | لينک ثابت | جمعه 1385/11/27 9:19

باز هم یک جنایت دیگر در روز شهادت امام سجاد (ع)  
جنايت بی‌سابقه تروريست‌ها و انفجار اتوبوس در زاهدان

در اين عمليات تروريستي، يك خودرو سواري پيكان به بهانه اينكه خودرو خراب شده، مقابل اتوبوس كاركنان سپاه توقف ‌نمود كه در همين حين سرنشينان خودرو پيكان از خودرو خارج و بلافاصله خودرو پيكان و اتوبوس منفجر شد. با سرعت عمل گروه تحقیق 2 نفر از عوامل تروريست مشغول فیلمبرداری بودند، بازداشت شدند.

۲۵ بهمن ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۸:۵۵ تعداد بازديد: 17254 كد خبر: ۶۰۵۷۹

مقارن ساعت 7 صبح امروز، چهارشنبه در اقدامي ناجوانمرداه و خرابكارانه بر اثر انفجار بمب كارگذاشته شده در پیکانی در نزدیکی  اتوبوس متعلق به كاركنان نيروي زميني سپاه زاهدان، 24 تن كشته يا زخمي شدند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين اقدام تروريستي در تقاطع بلوار ثارالله در منطقه احمدآباد حوالي شهرك نسترن زاهدان روي داد كه بر اثر آن از مجموع 24 سرنشين اتوبوس احتمالا حدود 8 تا 10 نفر شهيد و بقیه زخمي شده‌اند و پيكر تمامی شهدا و زخمی ها به بیمارستان منتقل شده است.
عكس، تزئينيدر اين عمليات تروريستي، يك خودرو سواري پيكان كه داراي 4 نفر سرنشين بود، به بهانه اينكه خودرو خراب شده، مقابل اتوبوس كاركنان سپاه توقف ‌نمود كه در همين حين سرنشينان خودرو پيكان از خودرو خارج و بلافاصله خودرو پيكان منفجر شد.

با سرعت عمل گروه تحقیق، 2 نفر از موتورسواران که از انفجار اتوبوس حامل نیروهای سپاه مشغول فیلمبرداری بودند، بازداشت شدند.

گفته می‌شود در آثار به جا مانده از مسافران اتوبوس، دو کارت شناسايی که یکی متعلق به یکی از پرسنل نیروی انتظامی و دیگری متعلق به یک پزشک بوده، یافته شده است.

احتمال مي‌رود گروهك‌هاي تروريستي از جمله گروهك تروريستي طرفدار عبدالمالك ريگي كه از اشرار باسابقه منطقه بوده و عامل جنايات تروريستي پاسگاه گدار، ناقوك سراوان و تاسوكي زابل است، در اين غائله نقش داشته باشند. 

يكي از افراد دستگير شده در نظر داشت با عمليات انتحاري، قبل از رسيدن نيروهاي امنيتي اقدام به منفجر كردن خود و مواد منفجره كه همراه خود داشت نمايد كه قبل از هر اقدامي دستگير شد.

نوشته شده توسط هامون | موضوع: اخبار | لينک ثابت | چهارشنبه 1385/11/25 13:40

یک جنایت دیگر  
حمله تروريستي به خودروي ماموران نيروي انتظامي        

   

 

  خبرگزاري انتخاب : چند شاهد حادثه به خبرنگار «انتخاب» گفتند: گشت خوردويي انتظامي زاهدان در حال گشت زني در خيابان بزرگمهر بود كه ناگهان سرنشينان يك دستگاه خوردرو پيكان مدل قديمي، راه بر انان مسدود و به سمت خوردرو تيراندازي كردند.

۱۳ بهمن ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۵۹ , ۰۲
خبرگزاري انتخاب :
خبرنگار خبرگزاري «انتخاب» از زاهدان گزارش داد: مقارن 45/19 دقيقه چند فرد مسلح در اقدامي تروريستي چهار مامور گشت انتظامي را در يكي از خيابان هاي اصلي زاهدان به شهادت رساندند.

چند شاهد حادثه به خبرنگار «انتخاب» گفتند: گشت خوردويي انتظامي زاهدان در حال گشت زني در خيابان بزرگمهر بود كه ناگهان سرنشينان يك دستگاه خوردرو پيكان مدل قديمي، راه بر انان مسدود و به سمت خوردرو تيراندازي كردند.

آنان افزودند: اشرار مسلح پس از به شهادت رساندن دو افسر انتظامي بنامهاي سرهنگ خواجه  وسرهنگ شيبك و سرباز وظيفه متواري شدند.

يك شاهد حادثه گفت، بر اثر اين تيراندازي راننده يك خودرو پرايد شخصي كه پشت چراغ قرمز توقف كرده بود مجروح و به بيمارستان انتقال يافت.

همچنین معاون اجتماعي و ارشاد فرمانده قرارگاه عملياتي رسول اكرم (ص) گفت: چهار مامور انتظامي زاهدان در جريان تعقيب قاچاقچيان مسلح به شهادت رسيدند.

سرهنگ محمدجواد اثني عشري گفت: مقارن ساعت ‪ ۱۹‬و ‪ ۴۵‬دقيقه امشب يك اكيپ از ماموران انتظامي زاهدان در حال تعقيب تعدادي از قاچاقچيان مسلح بودند كه بر اثر تيراندازي آنان به شهادت رسيدند.

وي اضافه كرد: قاچاقچيان مسلح با يك دستگاه خودرو پيكان در تقاطع خيابان‌هاي بزرگمهر و بلوار معلم زاهدان در يك اقدام غافلگيرانه به سمت خودرو ماموران انتظامي تيراندازي كرده و چهار نفر از ماموران را به شهادت رساندند.

وي اضافه كرد: قاچاقچيان مسلح پس از اين اقدام غير انساني متواري شده‌اند.

او ادامه داد: در پي اين واقعه ماموران انتظامي اقدامات لازم را براي شناسايي و دستگيري قاچاقچيان آغاز كرده‌اند و اكنون مجدانه پيگير اين موضوع هستند.

وي افزود: اقدامات قاطعانه اين قرارگاه و دستگاههاي قضايي، امنيتي و انتظامي عليه اشرار و قاچاقچيان مسلح همچنان ادامه دارد.

خبرنگار «انتخاب» می افزاید: به احتمال زیاد این ترور ناجوانمردانه توسط بقایای گروهک جندالله انجام گرفته است. به گفته شاهدان عینی، پلیس هم اینک در جست و جوی تروریست ها است.

یک باند راهزن به نام «جند ا.. » وابسته به شرور و تروريست عبد المالك ريگي  با انتشار اطلاعيه اي اين عمليات تروریستی را بر عهده گرفت.

خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» در پایان می افزاید: عده ای از مردم با تجمع در محل حادثه خواستار استعفای برخی مسئولین شدند.

* مهدی جهانتاب - زاهدان

نوشته شده توسط هامون | موضوع: اخبار | لينک ثابت | جمعه 1385/11/13 8:51

سیستان، زادگاه نخستین ها  
مطالب زیر برگرفته از http://www.rugart.org/doc/doc.asp?id=1500 است

 

بنا بر متون پیش از اسلام، یازدهمین سرزمینی است كه اهورا مزدا بیافرید و چهاردهمین ساتراپی (ایالت) در ساختار دولت ساسانی محسوب می شد. فراوانی و تنوع این نامها كه گاه ریشه هندواروپایی دارد دلیل بر قدمت، قداست و دیرینگی این سرزمین اسطوره ای است. به نوشته «واسیلی بارتولد» مؤلف تذكره جغرافیای تاریخی ایران، بیش تر دانشمندان بر این باورند كه مردم سیستان، اصیل ترین ایرانیان و نمونه بارز نژاد آریایی هستند كه بهتر از سایر اقلیمهای جغرافیایی ایران، زبان و ویژگیهای ایرانیان دوره های تاریخی را حفظ كرده اند و معتقد است كه مردم سیستان، هزاران سال پیش، نخستین دولتهای سازمان یافته آریایی را در فلات ایران پدید آورده اند. این حوزه فرهنگی – تاریخی كه به گاهواره فرهنگ ایران زمین نامبردار است در زمان داریوش هخامنشی، از سوی بطلمیوس، آریا پولیس نام گرفته كه بیانگر یكی از كانونهای بزرگ جمعیتی قوم آریا در سیستان است.سیستان برخاسته از دل تاریخ، كه تمام هنگامه های تاریخی را با سرافرازی پشت سر دارد. از منظر تاریخی، اساطیر ملی و حماسی نیز سزاوار شایستگی است.سیستان خاستگاه نخستین تمدنهای پیشرفته بشری، كانون اجتماعات شهرنشینی، پل ارتباط آسیای غرب با مناطق هندوچین، و معبر كاروانهای تجاری بوده است. شهر سوخته با ۵ هزار سال دیرینگی؛ بهترین مركز شهرنشینی در عصر مفرغ، و تركیب زیبایی از خلاقیت، فراست صنعت و فرهنگ گذشته، دهانه غلامان (یا دروازه بردگان)؛ نمونه معماری موفق یك شهر هخامنشی، كوه خواجه؛ دژ سنگی و استوار برآمده از درون هزاران رمز و راز تاریخ اشكانی، ساسانی و هنر و تمدن و فرهنگ ایران باستان، زاهدان كهنه یا به قول هنری ساوج؛ لندن آسیا، زبان تصویر گویای هزاره های تاریخ است.سیستان زادگاه آسیابهای بادی جهان و سهم ایران در شكل گیری زوایای تمدن است.سیستان گلوگاه هند زرخیز و خاور دور، و مهد رادی و رادمردی در اساطیر پهلوانی پیشینیان بوده است و مورخان، بنای سیستان را به ۴ هزار سال قبل از بعثت پیامبر اكرم(ص) و به دست گرشاسب نوشته اند. سیستانیان از آغاز پادشاهی گرشاسب تا طلوع دین احمدی از بام هدایت اسلام بر طریقت آدم (ع) بوده و نام زیبای دارالولایه، بزرگ ترین افتخار مردم سیستان است. سیستان، انبار غله آسیا، و به لحاظ رصد اقتصادی، از كانونهای اقتصاد آن روزگار است به گونه ای كه هرودت مورخ یونانی، مالیات سیستان را در دوره هخامنشی پس از مصر و میان رودان نام می برد.این جغرافیای اقلیمی در دستگاه خلافت عباسی از چنان اهمیتی برخوردار بود كه روزی لیث بن ترسل در برابر انجام خدمتی شایان، از هارون، خلیفه وقت حكومت عباسی شنید كه به او گفت: "ای لیث! اینك حكومت مصر را به تو می دهم. اگر در آنجا به نیكویی خدمت نمودی، آنگاه حكومت سیستان را به تو واگذار می كنم تا كارت بالا بگیرد."در حوزه علوم و حكمت، سیستان چنان جایگاهی دارد كه نویسنده تاریخ سیستان می نویسد:"... و علمای بزرگ برخاستند از سیستان، اندر باب فقه و ادب و قرائت چنانكه حرمین شام و عراقین، محتاج ایشان بود و بدین سبب است كه بسیاری از پژوهندگان و مورخان، تأثیر فرهنگ دیرینه سیستان، و حوزه فرهنگی هیرمند را بر ایران، و جهان اسلام، و حتی فرهنگ بشری، ژرف و عمیق دانسته اند." میراث مكتوب سیستان، چنان در سرشت فرهنگ غنی ایران اسلامی اثرگذار بوده كه بدون تعریف جایگاه دانشمندان، علما، فیلسوفان، شاعران، فقها و حكمت آموختگان سیستان نمی توان حوزه فرهنگ و علوم اسلامی را تصویر كرد و برای اختصار تنها به چند فراز از معرفی اولین ها و برترینهای مشاهیر سیستان اشاره می شود.یكی از اولین ترجمه های قرآن كریم، به گویش سیستان و با واژه های سیستانی است. این قرآن نفیس كه به قرآن قدس زیور نام یافته و به خط كوفی نوشته شده، ترجمه آقای دكتر علی رواقی و پیداشده در گنجینه كتب خطی آستان قدس رضوی است. این افتخار بر سیستانیان مبارك باد كه یكی از اولین ترجمه های قرآن كریم به گویش سیستانی است. اولین پهلوان حماسی ایران، و پاسدار فرهنگ و رادمردی ایرانیان، رستم، فرزند زال، فرزند سام، فرزند نریمان، در شاهنامه ارجمند فردوسی از سیستان گزینه شده است. یعقوب لیث صفاری نخستین شهریار ایران پس از اسلام و احیاگر زبان و ادبیات و استقلال ایران، از سیستان برخاسته است. رابعه بنت كعب قزداری، نخستین شاعره پارسی گوی ایران سیستانی است. ام سلمه سجستانی نوه ابی داود سجستانی از محدثین اسلام و از اولین زنان محدثه سیستانی است. ابوسلیمان سجستانی، فیسلوف سده چهارم هجری و از مفاخر ایران و جهان در انتشار میراث فرهنگی اسلامی، زادگاه وی، سیستان است. ابویعقوب سجستانی، نویسنده كهن ترین كتاب نثر پارسی دری، یعنی كشف المحجوب زاده سیستان است. حزیز بن عبدالله سجزی، از اولین فقهای جهان تشیع و از شاگردان حضرت امام جعفر صادق برخاسته از سیستان است. خلف بن احمد صفاری، نخستین كسی كه به دستور وی در قبال یكصد هزار سكه زر، قرآن خطی نوشته و طراحی شده، زاده همین سرزمین ولایت مدار است.محمدبن وصیف سگزی، اولین شاعر شعر مكتوب فارسی در نیمه اول قرن سوم هجری و پایه گذار شعر پارسی دری از افتخارات همین سرزمین است. اولین قوانین بیمه های اجتماعی رایگان در سیستان، توسط یعقوب لیث صفاری نوشته شده است. اولین آسیابهای بادی جهان، اختراع سیستانیان است.سیستانیان در مقابل خلفای اموی، سب مولای علی (ع) نكردند و حاضر شدند گیسوان زنانشان را در ملاء عام بتراشند اما ننگ توهین به علی (ع)، آن مرد حق و اندیشه و اولین امام شیعیان جهان را بر دست و پای آزادی و وجدان بیدار خویش نبستند.به گواه تاریخ، پرجمعیت ترین شهر دوران مفرغ، شهر سوخته سیستان بوده است.اختراع خط مَعقلی در قرن اول هجری به ابراهیم سجزی و اختراع خط جلیلی در اوایل اسلام به یوسف سگزی منسوب است. خواجه معین الدین محمد بن حسن سجزی سرسلسله چشتیه اجمیر هند و از معارف و صاحبان كرامت و تقوا از افتخارات سیستان است كه مرتضی مطهری از او به عنوان صاحب كرامت یاد كرده است. اولین سرزمینی كه نام مدینه العذرا یا شهری كه دروازه هایش به روی هیچ بیگانه ای گشوده نشد، سیستان بود.اولین دانشمندی كه اسطرلاب زورقی را اختراع و زیج مامونی را بنیاد كرد، استاد ابوسعید سجزی، اهل سیستان است.نخستین رصدخانه های ایرانیان، ازجمله رصدخانه زرتشت در دهانه غلامان سیستان دایر شد. تنها سرزمینی كه كوروش هخامنشی به مردمش لقب انصار داد، سرزمینی كه محل استقرار و زادگاه بزرگ ترین خاندان ایرانی یعنی خاندان سورن بود و شكوهمندترین پایتختهای ایران در دوران صفاری سیستان است.اولین تصاویر انیمیشن یا تصاویر متحرك سینما در شهر سوخته متعلق به سیستان است. اولین كوره های ذوب فلز جهان در سیستان فعال بوده است. در چند دهه اخیر نیز ادامه این افتخارات نام سیستانیان را در اوج عزت و احترام قرار داده است كه از آن جمله می توان به اولین روحانی برجسته و مجتهد بزرگ سیستان كه پرچم انگلیس را در دوره قاجار از فراز سكوهه سیستان به زیر كشید و آتش زد یعنی آیت ا... آقا ملا محمد مهدی، عالم روحانی و آگاه سیستان، اولین شهیدان جنگ تحمیلی، اولین جوانان تیر باران شده سیستانی در زندانهای حكومت پهلوی، اولین زندانیان و تبعیدشدگان عصر ستمشاهی یعنی آقای محمد ابراهیم شریفی و حجت الاسلام سید محمدتقی حسینی، اولین خط شكنان جبهه مبارزه با كفر بودند. صدها شهید و آزاده و ایثارگر و جانبار و فدایی امام و انقلاب، به ویژه شهید والامقام، نماینده مردم سیستان در مجلس شورای اسلامی حجت الاسلام حاج آقا سید محمدتقی حسینی طباطبایی و دهها شهید سرافراز دیگر اشاره كرد.امروز نیز، عاشقانی سرفراز و سراپا ایثار، پرچم فرهنگ و تمدن و تاریخ سیستان را برافراشته اند و داعیه پاسداری از این سرزمین آغشته به عطر شهیدان را دارند كه به سلاح اندیشه و علم و تقوا، دل و جان را زیور داده اند و این نامهای عزیز و ارجمند را می توان درمیان صدها استاد دانشگاه و فرزانه و خطیب و فرهیخته و طبیب و پژوهنده و شاعر و ادیب و مورخ معاصر سیستان كه مبدا تحول در این گوشه از میهن تابناك اسلامی شده اند جستجو كرد

نسخه قابل چاپ

نوشته شده توسط هامون | موضوع: معرفی سیستان | لينک ثابت | چهارشنبه 1385/11/04 15:23

اولین شاعر زن پارسی گوی  

متن بالا از کتاب اولین ها در ایران چاپ ۱۳۷۶ است، در متن بالا رابعه را به صراحت از اهای قزدار نامیده است، و قزدار را یکی از شهرهای میان سیستان، مکران و بست معرفی شده است، البته در بسیاری از منابع قزدار را یکی از شهرهای سیستان نامیده اند، و اولین شاعر زن پارسی گوی را سیستانی میداند، البته مکانی که در این کتاب آمده است از سیستان و بلوچستان خارج نیست، اما در کتاب زبان و ادبیات پیش دانشگاهی بدون اشاره به هیچ منبعی او را عرب نامیده است، و هیچ اشاره ای به سیستان ننموده است!!

البته شاید به خاطر لقب زین العرب بوده، من نمی دانم چرا این لقب را به او داده اند، ولی این دلیل نمی شود که رابعه قزداری را عرب نامید،

نوشته شده توسط هامون | موضوع: معرفی سیستان | لينک ثابت | چهارشنبه 1385/11/04 8:56

باز این چه شورش است  
 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا ؟ - کزو

کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

 خورشید آسمان و زمین - نور مشرقین

پرورده کنار رسول خدا(ص) حسین(ع)

 

فرا رسیدن ایام سوگواری سید وسالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) برشما تسلیت باد.

 

نوشته شده توسط هامون | موضوع: عمومی | لينک ثابت | دوشنبه 1385/11/02 11:11

دیار عشق یکساله شد  

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

امروز وبلاگ من یعنی دیار عشق یکساله شد، در طی این یکسال وبلاگ من حدود ۳۷۰۰ بازدید کننده و ۴۰ پست داشت،در یک سال پیش هدف من از تاسیس این وبلاگ این بود که سرزمین خودم یعنی سیستان رو اونجور که هست معرفی کنم، تا افکار غلط مردم رو که از همون اول هم نسبت به این مهد تمدن ایران غلط بوده رو عوض کنم و به اونها واقیعت رو نشون بدم؛ و من در ابتدا رفتم سراغ منابع اطلاع رسانی که در حال حاضر هم داشتند درباره این سرزمین دروغ می گفتند، و آنچه که وظیفشون بود یعنی گفتن واقیعت ها رو درست انجام نمی دادند، و بقول بعضی از دوستان گیر دادم به اخبار ۲۰:۳۰ که بعد از آماده شدن متنش اون رو در روز  ۱۴ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۲۰:۳۰ دقیقه بعنوان یازدهمین پست در وبلاگ خودم جای دادم، و طولی نکشید که (حدود ۱۱ روز) فاجعه ای رخ داد که مسیر تمامی وبلاگ ها سیستانی و خیلی از سایت های خبری رو عوض کرد.

ادامه دارد........................

نوشته شده توسط هامون | موضوع: عمومی | لينک ثابت | پنجشنبه 1385/10/21 8:8

عید غدیر  

عید سعید غدیر عید ولایت و امامت برتمامی شیعیان جهان مبارک باد.

نوشته شده توسط هامون | موضوع: عمومی | لينک ثابت | دوشنبه 1385/10/18 14:25

عید قربان  

عید سیعید قربان بر تمامی مسلمانان جهان مبارکباد.

نوشته شده توسط هامون | موضوع: عمومی | لينک ثابت | یکشنبه 1385/10/10 9:13

سئوالات آزمون سراسری سال 85  

سلام

امروز میخوام سئوالات کنکور سراسری سال 85 رو برای کسانیکه میخواهند در کنکور 86 شرکت کنند بذارم، من این سئوالات رو صفحه به صفحه از سایت سنجش گرفتم، ولی برای اینکه بازدیدکنندگان این وبلاگ اذیت نشند، و در وقت و هزینه شون صرفه جویی بشه تمام این سئوالات رو در یک فایل zip گذاشتم، البته از عزیزانی که این سئوالات رو دانلود میکنند میخوام که حتماً حتماً نظر بدهند.

به امید اون روزی که هیچکس پشت کنکور نمونه، گرچه این از اون آرزوهایی است که برآورده نشدنیه.

 

سئوالات

حجم:842 کیلوبایت

پسورد: www.diyare-eshgh.blogfa.com

نوشته شده توسط هامون | موضوع: عمومی | لينک ثابت | یکشنبه 1385/09/19 18:40

تاسوکی از زبان رضا(2)  

ادامه از وبلاگ رضا از تاسوکي 4 تا 7

 

خورشید سرك مي كشد و هوا را کم کم  گرم می کند. از سوز سرمای شب های آخر اسفند ماه کاسته شده است. واقعاً شب سردی را پشت سر گذاشتیم.

خودرو می ایستد. به ما می گویند پیاده شوید.  فکر می کنم رسیده ایم. دست هایم را باز می کنند و نیز چشم هایم را. هر چه مي بینم ریگ است و ریگ است و ریگ. تا به حال ریگ زاری چنین، جز در تلویزیون ندیده ام. نگاهی به آنها می افکنم  برخی صورت ها را بسته اند و برخی دیگر نه. با کسی که چشم و دستم را باز کرده سلام و علیکی می کنم و می پرسم: کجاییم؟  افغانستان! عجب! پس نمردیم و به خارج هم رفتیم!


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | جمعه 1385/09/10 12:2

مردم واقعاً بي خبرند  

در مطلب قبلي گفتم که خيلي از مردم کشورمان از حادثه اي به نام تاسوکي در 25 اسفند 84 بي خبرند، اما مثل اينکه بعضي از دوستان اين مطلب رو باور ندارند، درسته براي خود من هم باورش سخته ولي حقيقت داره، جالبه که بدونيد وقتي من در گوگل دنبال وبلاگهايي مي گشتم که درباره حادثه جاده کرمان مي نوشتند به يک مطلب برخوردم که واقعاً برايم جالب بود، عنوان اين مطلب اين بود که در پايان يکي از پست هاي اين وبلاگ آمده بود اين بود(فیلم سربریدن مردم مظلوم در کرمان توسط سوداگران مرگ) وقتي وارد اين وبلاگ شدم ديدم نويسنده اين گونه مطلب رو ادامه داده (هر کدوم از شما دوستان خواستید این دوتا فیلم رو دانلود کنید توی نظرات بگید تا براتون لینک دانلودش رو بفرستم برا این  ُ  لینک دانلودش رو اینجا نزاشتم چون می دونم بعضی از شما دوستا ن روح لطیفی دارید و این فیلم هم خیلی خیلی ترسناکه .) و من از روي کنجکاوي ازش خواستم تا لينک اين فيلم ها رو برام بفرسته، و اين آقا اين لينک ها رو به ايميل من فرستاد، http://www.tik.ir/download/01.WMV

http://www.tik.ir/download/02.WMV

فکر نکنم ديگه لازم به توضيحات من باشه دوستاني که اخبار تاسوکي را پيگري کرده اند مي دانند اين لينک ها براي چه فيلمهايي است،

حالا خودتون قضاوت کنيد، من از دوستاني که در تهران يا شهرههايي که فاصله آنها تا سيستان و بلوچستان زياد است ساکن هستند مي خواهم که بروند در شهر خود تحقيق کنند و بينند که واقعاً چند نفر از حادثه 25 اسفند ماه سال 84 در جاده زابل زاهدان با خبرند، شايد نتايج اين تحقيقات آينده اين دوستان رو عوض کنه وباعث بشه که در انتخاب هاي خودشون در آينده دقت بيشتري کنند.

نوشته شده توسط هامون | موضوع: نقد و بررسی | لينک ثابت | یکشنبه 1385/09/05 9:56

از کجا بدانیم؟  

در مهر ماه امسال سرداراحمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی به مناسبت هفته نیروی انتظامی در برنامه صبح بخیر ایران دعوت شدند ودر آنجا به بیان فعالیتهای نیروی انتظامی در یک سال گذشته پرداختند,در میان سخنان ایشان به یک نکته جالب پی بردم، وآن این بود که ایشان گفتند در اواخر سال 1384 (ناگهان) ما تصمیم به تاسیس یک قرارگاه بزرگ عملیاتی در سیستان و بلوچستان گرفتیم( احتمالاً بهشون وحی شده بود) ، ودر ادامه افزودند که کار تاسیس این قرارگاه تا پایان اردیبهشت ماه به طور کامل به پایان رسید،وپس از آن تصمیم به اجرای یک رزمایش بزرگ برای سرکوب کردن اشرار مسلح در غرب زاهدان با فرماندهی قرارگاه عملیاتی رسول اکرم در پایان خرداد ماه گرفتند، که تاریخ این رزمایش چند روز پس از فاجعه دارزین انجام گرفت، وما توانستیم عاملین این فاجعه دستگیر و اعدام کنیم.

نکته جالب اینجاست چیزی که ایشان آن را فاجعه می نامند، یعنی همان دارزین در جاده بم -کرمان که در آن 12نفر به شهادت رسیدند، واشرار مسلح در این حادثه فقط سه سواری حامل سرنشین مرد ویک وانت را متوقف کرده وبه آتش کشیدند، که در این حادثه هیچ اتومبیل خانوادگی توسط اشرار متوقف نشد وهیچ گونه گروگان گیری در این حادثه اتفاق نیفتاد.

اما در موردی  که جناب سردار نامی از آن نبرده بود یعنی همان فاجعه تاسوکی، در آن حدود 30 نفر به رگبار بسته شدند، که از این میان 23 نفر به شهادت رسیدند و 7 نفر زخمی شدند و7 نفر دیگر از مسافران جاده زابل - زاهدان توسط اشرار مسلح به گروگان گرفته شدند.  واغلب قربانیان این حادثه مسافران نوروزی بودند که همراه خانواده به جاده زابل زاهدان آمده بودند و در جلوی چشم همسر وفرزندانشان به شهادت رسیدند واین یعنی فاجعه.

حالا من در عجبم که چرا در تمامی برنامه های شبکه های سراسری تاسوکی محکوم به سکوت است؟ واقعاً به هر استان کشور که سفر کنیم به ندرت کسی را پیدا می کنیم که از اتفاقات و حوادث چند ماه گذشته در سیستان و بلوچستان با خبر باشد، من خودم در تابستان به یکی از استان های اطراف تهران سفر کردم، و برای من جالب بود که هیچ یک از اهالی آنجا از کشته شدن 22 نفر در اواخر سال 84 خبر نداشتند، ولی وقتی این سئوال رو از اونا بپرسی که شما می دونید یه کره ای 48 ساعت پشته یک کامپیوتر نشته بوده و بعد مرد؟ میگن اشتباست 49 ساعت بوده!!

وقتی که یک اخبار سیاسی مانند 20:30 ما داریم که بجای پی گیری فاجعه ای به این مهمی دنبال اینکه که تو کدوم مدر سه ی تهران دعوای برره ای شده، چند نفر اخراج شدند، و چند نفر عینکشون شکسته، باید هم ملت بی خبر بمونند.

جالب اینکه وقتی بر حسب اتفاق با یه آقایی آشنا شدم و بعد در مورد این موضوع باهاش صحبت کردم، دیدم اظهار بی اطلاعی نمی کنه، و به خاطر همین هم مفصل با هم صحبت کردیم، وقتی خیلی وارد جزئیات این قضیه شدم، دیدم از من پرسید: مگه این حادثه مال کی بوده؟ گفتم: 25 اسفند پارسال، گفت: مال 25 اسفند پارسال بوده؟ گفتم: آره، چطوره مگه؟ گفت: آخه من آخرای اردیبهشت شنیدم که یه گروه اومدن و لبه جاده آدم کشتن،  بعد هم تو سیستان،بلوچستان درگیری شده و این حرفا...

واقعاً تاسف داره، مگه نه؟ بگذارید که یه گفتو گوی دیگه رو براتون بنویسم تا کل قضیه دستتون بیاد،

یکی از روزهایی که من در اون شهر بودم، همرا پسر عمویم برای پرسیدن برنامه کلاسهای طرح تابستانی به کانونی که اودر آن ثبت نام کرده بود رفتیم، اونجا که رسیدیم من تا زمانی که پسر عموم داشت اطلاعات کسب میکرد رفتم تو سالن و نشستم کنار یک آقایی که روی نیمکت نشته بود، گفتم: سلام، اون هم جواب سلامم رو داد، گفتم: شما اینجا کار می کنید، گفت بله، گفتم: چیکار، گفت: یه کارایی، گفتم: آها، گفت: کاری داری، گفتم: نه، گفت: خونتون این طرف هاست؟ گفتم: نه من از زاهدان اومدم، (البته اون موقع چون این قضیه برام جالب بود، باهر کسی سرصحبت رو باز میکردم و در این مورد باهاش حرف میزدم ) و بعد در مورد تاسوکی باهاش صحبت کردم، البته این دفعه با تمام جزئیات از قبیل تاریخ و غیره در بین صحبتها پسر عمویم آمد و گفت برویم، من بهش گفتم: تو برو من خودم بعد میام، و ادامه دادم وقتی حرفام تموم شد گفت: آقا چرا دروغ میگی! این حرفها چی میزنی! فقط یک بار یک گروه تونستند جاده ای رو ببندند و آدم بکشند، اون هم اردیبهشت ماه و جاده بم_ کرمان بوده!! نه نزدیکای عید و جاده زابل- زاهدان، تازه اون موقع دولت سریعاً تمام عوامل این حادثه رو دستگیر کرد و کشت، حالا شما میگی یه حادثه ای از این بدتر قبلاً رخ داده و دولت هیچ کاری نکرده و هنوز گروگانهاش آزاد نشدن، چرا دروغ میگی، اصلاً این جوری که تو برام تعریف کردی باید این خبر چند هفته تیتر اول خبرهای صدا و سیما می شد، ما چند تا برنامه پی گیری این جور قضیه ها داریم، مثل آنسوی خبرها و اخبار 20:30 من خودم هر شب اینها رو نگاه میکنم، اونوقت شما میگید، ما چند ماه است که گروگان داریم ولی یکی از این برنامه ها پی گیر نشده، ما در جمهوری اسلامی زندگی میکنیم، نه در حکومت های مثل آمریکا که مردمشون حتی از اتفاقات داخل کشور خودشون هم بی خبرند، من نمی دونم شما ضد انقلابیها!!! چه دشمنی با آقای احمدی نژاد دارید؟! چرا بیخود و بی جهت میخواهید دولت ایشون رو ناکار آمد جلوه بدید؟ گغتم: آقا باور کنید من راست میگم، گفت: شما سیستان، بلوچستانیا همتون قاچاقاچقی و ضد انقلاب هستید!! دولت راه قاچاق رو براتون بسته شما هم رفتید راه مردم بیگناه رو تو جاده بم، کرمان بستید!! حالا داری این دروغها رو سر هم میکنید، گفتم: من برای این حرفهام مدرک دارم، گفت:چه مدرکی گفتم: روزنامه کیهان روز 16 فروردین که توش با تیتر درشت نوشته عبدالمالک ریگی کشته شد!! البته این خبرش بعد تکذیب شد ولی اگه همچین حادثه ای وجود نداشت، چرا این روزنامه اینا رونوشت؟ گفت: روزنامه ها همشون حرف راست نمی نویسند، گفتم: شما همین جا وایستید من میرم یه کتاب میارم شما اون رو مطالعه کنید بعد بگید حرفهای من دروغه، گفت: باشه، من هم بلافاصله رفتم خونه عموم و کتاب غربت خونبار رو برداشتم و به طرف همون کانون رفتم، اونجا که رفتم اون آقا رو پیدا کردم، و اون کتاب رو بهش دادم، فرداش که رفتم کتاب رو ازش بگیرم دیدم با یه حالت خیلی آشفته اومد پیشم و کلی معذرت خواهی کرد و گفت: باور کن من تا این لحظه از این حادثه خبر نداشتم، دیشب تا صبح نتونستم بخوابم، گفتم: منم بهت حق میدم تقصیر تو نیست، گفت: شاید باورت نشه من الان در وضیعتی هستم که اگه بهم بگی یکی از شهرهای کشور در چند ماه قبل شاهد یک کشتار بزرگ در حد چند صد نفر هم بوده باور میکنم، گفتم: نه بابا از این خبرها هم نیست، گفت: از کجا بدونم؟

وقتی این جمله روشنیدم واقعاً موندم چی بگم، از کجا بدانیم؟

 

ضمناً دوستانی که می خواهند به اخبار سایت انتخاب دسترسی پیدا کنند، اینجا کلیک کنند

 

 

نوشته شده توسط هامون | موضوع: نقد و بررسی | لينک ثابت | دوشنبه 1385/08/22 9:59

نمایشگاه یک چیز کم داشت  

 

         من دیروز به نمایشگاه دستاورهای سفر ریاست محترم جمهور رفتم، بیشتر  نمایشگاه پر شده بود از عکسها و پوسترهای طرح بزرگراه چابهار به میلک بود،      

که این طرح در زمان دولت آقای خاتمی به برنامه ریزی و کامل شده بود، و الان به عنوان یکی از دستاوردهای سفر ریاست جمهوری به سیستان و بلوچستان مطرح است، ولی من در این نمایشگاه به دنبال یک دستاورد واقعی سفر آقای احمدی نژاد به سیستان و بلوچستان میگشتم، دستاوردی که قبل از آقای احمدی نژاد هیچ دولتی موفق نشده بود که آن را برای مردم استان فراهم سازد، من به دنبال عکس شهدای تاسوکی بودم چون واقعاً این ظلم است که این دستاورد مهم دولت نهم را در نظر نگیرم، من به دنبال عکس اشکهای خانوادهای شهدا در هنگام تشیع جنازه عزیزانشان بودم، اما هر چه میگشتم فقط خنده احمدی نژاد را میدیم، وقتی به دیگر استانهای کشور میروم و اثری از تاسوکی در خاطرهای مردم نمی بینم، با زهم چهره خندان احمدی نژاد جلوی چشمم پدیدار می شود، انگار می گوید تو باختی، هیچ کس خبر ندارد.

 

واقعاًچرا؟

چرا؟

چرا از فاجعه ای که یک استان را همانند یک زلزله پر قدرت لرزاند کسی خبر ندارد؟

 

چرا خبری که تمامی ساکنان سیستان و بلوچستان میداند نباید به گوش مردم دیگر ایران برسد؟

 

                                                                                                        

                                                             شاید ادامه داشته باشد...

نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | جمعه 1385/08/19 12:28

تاسوکی از زبان رضا  

 مطالب زیر از وبلاگ رضا لک زایی دانشجوی آزاده از حادثه تاسوکی است

         ساعت از نه گذشته بود. معصومه کوچولویه سه ماهه خیلی گریه  می کرد نمی دانم چرا . زهرا (خواهرزاده ی کلاس اولیم ) روی پاهای من – در حالی که دستانم چون حلقه ای برگردنش بود  - نشسته   ، به مادرش که کنارم مشغول صحبت با من بود گفته بود : چند ماه است دایی را ندیده ام می خواهم پیش دایی باشم و به قولی اذن گرفته بود . مسلم ، برادرزاده ام ، سمت راست کنار عمه اش . دامادم و آقای راننده گرم صحبت . راننده می گفت که من تو خط کار نمی کنم ، خانمم و بچه کوچکم  را فرستاده ام زابل ،خانمم به من گفته تنها نیایی .  ومعصومه همچنان گریه می کرد .


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط هامون | موضوع: | لينک ثابت | چهارشنبه 1385/08/10 12:0

عید فطر  
نوشته شده توسط هامون | موضوع: عمومی | لينک ثابت | دوشنبه 1385/08/01 20:51

ماه رمضان  
                 

حلول ماه رمضان بر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد.

نوشته شده توسط هامون | موضوع: عمومی | لينک ثابت | دوشنبه 1385/07/03 15:26

تاسوکی  
 تاسوکی چه حقایقی را برای ما برملا کرد؟

 

نظرات خودتون رو در قسمت نظرات همین پست بنویسید.

نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | شنبه 1385/06/25 10:10

آقا کي مياي......  
                  

تموم جمعه ها نام تو بردمژ

نشستم اشک چشمام و شمردم

آقاجون زير لب دارم دعايي

اباصالح اباصالح کجايي

گل نرگس برات عالم بميره

همين جمعه بيا اون جمعه ديره

چرا پايان نداره اين جدايي

اباصالح اباصالح کجايي

به قربون تو و تنهايي تو

فداي عصمت زهرايي تو

تو غربت آشيونه داري

ابا صالح اباصالح کجايي

 

 

نوشته شده توسط هامون | موضوع: | لينک ثابت | جمعه 1385/06/17 22:32

یا مهدی ادرکنی  

تو ای پرورده نرگس که از گلزار زهرایی

                                دل افروز و دل آرامی و دلجو و دل آرایی

 

میلاد یگانه منجی عالم بشریت بر تمامی شیعیان جهان مبارک باد. 

نوشته شده توسط هامون | موضوع: عمومی | لينک ثابت | جمعه 1385/06/17 16:48

بازگشت دو گروگان فاجعه تاسوکی  

آزادی رضا لک زایی و علی پورشمسیان

  خبرگزاري انتخاب : خبرنگار خبرگزاري «انتخاب» از زاهدان به نقل از یک منبع مطلع گزارش داد: آزادي آقاي پورشمسيان با پرداخت 250 ميليون تومان به عبدالمالك و همدستان او توسط فروختن تمام دارائيهاي برادران خودش صورت گرفت.

۲۴ مرداد ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۴۴ , ۱۴
خبرگزاري انتخاب :
خبرنگار خبرگزاري «انتخاب» از زاهدان گزارش داد: رضا لک زایی و علی پورشمسیان ظهر امروز وارد ایران شده اند.

بنابراین گزارش، آزادی این دو گروگان فاجعه تاسوکی، که بعد از پنج ماه اتفاق افتاده است، مرهون تلاش های مردم، طوایف و مسؤولان محترم است.

در همین حال یکی از نزدیکان «علی پورشمسیان» معاون اداره کل حراست هلال احمر جمهوری اسلامی ایران، در تماس با خبرنگار «انتخاب»، گفت: آزادي آقاي پورشمسيان با پرداخت 250 ميليون تومان به عبدالمالك و همدستان او توسط فروختن تمام دارائيهاي برادران خودش صورت گرفت.

جزئیات آزادی رضا لک زایی دانشجوی ربوده شده توسط گروهک «مالک»، نیز به زودی منتشر می شود.

گزارش خبرنگار «انتخاب» می افزاید: هنوز یک گروگان دیگر با نام «باغبانی» در بند است که امید می رود با تلاش های دولت، طوایف و مردم به زودی به آغوش خانواده خود بازگردد.

گفتنی ست، در تاریخ 25 اسفند 84، گروهی از اشرار تروریست در جاده زابل - زهدان با حمله به اتوموبیل ها و بیرون کشیدن مردم بی گناه، 22 تن را 100 متر از جاده دور کرده و پس از بستن دست و پای این افراد، آنان را تیرباران کرده و همچنین 6 تن را به گروگان گرفتند که تا به این لحظه 5 تن از این گروگان ها از بند تروریست ها رهایی یاته اند. ( فیلم بخش هایی از این جنایت در بخش «اخبار مرتبط» آمده است)

• • • اخبار مرتبط

• فیلم فاجعه ی تروریستی تاسوکی در «انتخاب»
http://www.tik.ir/display/?ID=20088

• هراتی گروگان آزاد شده، وارد زاهدان شد
http://www.tik.ir/display/?ID=20465

• اسامی و شغل شهدای حادثه دلخراش تروریستی منطقه تاسوکی جاده زاهدان
http://www.tik.ir/display/?ID=17292

نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | چهارشنبه 1385/05/25 12:54

سلام  
من به زودی برمی گردم و به این وبلاگ سروسامان میدهم
نوشته شده توسط هامون | موضوع: | لينک ثابت | شنبه 1385/04/31 12:15

قرارگاه رسول اكرم  

نوشته شده توسط هامون | موضوع: | لينک ثابت | دوشنبه 1385/03/29 15:53

خداحافظی برای مدتی  
با سلام باید بگم که من به خاطر رسیدگی جدی به درس و آمادگی برای کنکور تا اطلاع ثانوی آفلاين هستم

                                                                                                  هامون سيستاني

نوشته شده توسط هامون | موضوع: | لينک ثابت | دوشنبه 1385/03/15 14:12

نظر سه مرجع تقلید  
نسخه چاپي خبر نسخه چاپي خبر

در پاسخ به سوال «انتخاب» مطرح شد؛

نظر سه مرجع تقلید در مورد «فاجعه تروریستی تاسوکی»

  خبرگزاري انتخاب : پس از انتشار فیلم فاجعه تاسوکی،  «محمد ارغنون»، خبرنگار «انتخاب» با ارسالی ایمیل به دفاتر مراجع تقلید، نظر آنان را در این مورد جویا شد.

۸ خرداد ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۰۴ , ۱۹
خبرگزاري انتخاب :
پس از انتشار فیلم فاجعه تاسوکی،  «محمد ارغنون»، خبرنگار «انتخاب» با ارسالی ایمیل به دفاتر مراجع تقلید، نظر آنان را در این مورد جویا شد.

بنابزاین گزارش، متن پیام «انتخاب» به مراجع تقیلد در پی می آید:

بسمه تعالي
با عرض سلام
مي خواستم نظر معظم له را متوجه حادثه تروريستي تاسوكي جلب كنم و از ايشان بخواهم كه جواب مقتضي را به صورت بيانيه يا جواب اين ايميل به ما بدهند تا منتشر شود، البته به احتمال قوي معظم له به ابعاد حادثه كاملا محاط نيستند كه تا كنون اظهار نظري براي اين امر نكرده اند.

شايان ذكر است تا زمانی كه فيلم اين جنايت - که در «انتخاب» منتشر شد - را نديده بودم. زمانی که انسان بی گناه و هوطن خویش را مانند گوسفند، سر بریدند و خونش روي زمين جاري مي شود .

باور بفرماييد، اگرچه حادثه فجيع سامرا سياسي و بسيار دردناك بود، اما بدون شک در نظر حضرت رحمت للعالمين رسول الله (ص) ، فاجعه تاسوکی و بم، کمتر از حادثه سامرا نیست.

به دلیل حساسيت موضوع، بنا بر وظيفه الهي نسبت به اين مساله از مراجع عظام می خواهیم كه نسبت به اين موضوع واكنش نشان داده و به دست اندكاران و دولت توصيه هاي لازم را براي پي گيري موضع بكنند.

لازم است به عرض معظم له برسانیم، اين اشرار و جانیان فجایع اخیر، چهره خبيث خود را زير نقاب اسلامي پوشانده و نام گروهك تروريستي خود را بر گفته از نام پروردگار یکتا برگزیده اند. این جانیان، هنگام جنايت ، فيلم جنايت خویش را ضبط و منتشر كرده است که در عین خباثت، از نام «الله» به هنگام جنایت و سربریدن های خود استفاده می کنند.

پاسخ حضرت آیت الله العظمی صانعی: بسمه تعالى،  در اسلام ترور و فتك حرام و ممنوع است و اسلام از ابتدا با ترور مخالف بوده و هست و نمونه روشن آن را مي توان در حركت جناب مسلم بن عقيل (عليه السلام) فرستاده خاص حضرت اباعبدالله الحسين (عليه السلام) به كوفه يافت آن جا كه عبيد الله بن زياد را در منزل شريك ابن اعور مي توانست ترور كند و نكرد وقتي شريك از ايشان سؤال كرد چرا ابن زياد را نكشتي حضرت مسلم پاسخ داد به خاطر حديثي كه از پيامبر (صلي الله عليه و آله) روايت شده است كه فرمودند: (الايمان قيد الفتك) مرد با ايمان كسي را به فتك و ترور نمي كشد و جناب مسلم بن عقيل عليه السلام نخواست حتي به خاطر پيروزي در مأموريت، حكمي از احكام دين را نقض كند و ترور را به طور كلي مردود مي دانست.

حضرت ایت الله اعلظمی مکارم شیرازی حفظ الله: ما كراراً به مسئولين تذكر داده ايم ولي منتشر كردن بيانيه در شرايط فعلي مصلحت نيست.

حضرت ایت الله العظمی  تبریزی حفظ الله: شيعه در طول تاريخ مظلوم بوده و مصائب زيادي را متحمل شده انشاء الله امام
زمان (عج) خود حافظ بود وبه خدا پناه مي بريم.

نوشته شده توسط هامون | موضوع: | لينک ثابت | چهارشنبه 1385/03/10 8:12

مسعود بهنود در گفت و گو با «انتخاب»  
مسعود بهنود: تاب ديدن «فیلم فاجعه تاسوکی» را ندارم/ چنين وحشی گری در ميان ما ايرانيان نبود/ به آن چه در اين ماه ها در کشور رخ می دهد، بدگمانم

  خبرگزاري انتخاب : مسعود بهنود، در پاسخ به این سوال که «آیا فیلم «فاجعه تروریستی تاسوکی» را دیده اید»، گفت: ديدم فيلمی را که «انتخاب» گذاشته بود از سربريدن گروگان اشرار شرق کشور، اما پاسخ اين است که ديدم و نديدم. چهار بار آن را گشودم ولی هر بار پس از چند ثانيه چشم از آن برگرفتم و تاب ديدنم نبود.

۱ خرداد ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۰۵ , ۰۴
خبرگزاري انتخاب :
مسعود بهنود، روزنامه نگار با سابقه و وطن دوست ایرانی در گفت و گو با «انتخاب»، در پاسخ به این سوال که «آیا فیلم «فاجعه تروریستی تاسوکی» (1) را دیده اید؟»، گفت: ديدم فيلمی را که «انتخاب» گذاشته بود از سربريدن گروگان اشرار شرق کشور، اما پاسخ اين است که ديدم و نديدم. چهار بار آن را گشودم ولی هر بار پس از چند ثانيه چشم از آن برگرفتم و تاب ديدنم نبود. به باور همگان چنين اند، کمتری فیلم های اين چنينی را – چه وقتی کشتن آن روزنامه نگار آمريکائی در پاکستان بود و چه چند باری که دارودسته زرقانی در عراق دست به چنين وحشی گری زدند – تا به انتها می توانند ديد. چه رسد که پشت آن دردی مضاعف ما هم در سينه باشد. اين درد که چنين وحشی گری در ميان ما ايرانيان نبود. به نداشتن سابقه و تجربه  خشونتی چنين عريان مفتخر بوديم. تاسف از اين که چنين تفاخری را هم مشتی مردمان خشن از ما گرفتند دردی در سينه می آورد.

••«انتخاب»: تحليلتان از بهانه هائی که اشرار می آورند چيست؟

•بهنود: به هيچ بهانه نمی توان چنين خشونتی را توجيه کرد. ظلم و بی عدالتی و فشار، در هيچ انسان عادی چنين واکنشی نمی آورد. دروغ است. چيزی علاوه بر اين می طلبد از جمله خوی نامردمی و آدمخواری. اما از تحليل می پرسيد. من به اقتضای حرفه ای که دارم از طايفه ساده انديشانم. بسيار دير به طرح های توطئه تن می دهم. ساختمان ذهنی ام چنين است که مدرک می طلبم اما به آن چه در اين ماه ها در جنوب و شرق کشور رخ می دهد، بدگمانم.

به باورم مهم ترين مزيت ايران، در نقشه جغرافيای اقتصادی و سياسی منطقه به امنيتی بود همه جا گير. در منطقه ای که سال هاست در آتش انواع طالبان و صدام می سوزد. آزمايشگاه انواع نظريات قومی و قبيله ای است، ايرانیان، ملت بزرگی با اقوام گونه به گونه ، که در بعض از آن ها هم احساس ظلم چيرگی دارد. مطالباتی دارند انجام نشده ، امن و آرام بوده است.  ايران اين مزيت بزرگ را داشت که آرام تر و امن تر از هر جا بود. چون سخن از سرمايه گذاری ها می شد که امنيت می طلبند ما در مقام انتقاد تندروها و ضوابط هر دم رو به تغيير دولت ها را هدف می گرفتيم و بر اساس آن معتقد بوديم که اگر ما با جهان مهربان تر از اين باشيم  که هستيم هيچ داعيه ندارد اروپائی ها راه امن و نزديک و به صرفه ايران را بگذارند و گاز و نفت آسيای مرکزی را دور بچرخانند و از کشورهای ديگر عبور دهند که از خاک ما نگذرد. به همين نشانه معتقد بوديم که بهترين راه تزانزيت از آسيای مرکزی به جهان مصرف هستيم. و باری افتخارمان به امن و امانمان بود. اينک همين مزيت هدف قرارگرفته و اين بدگمانی می آورد.

••«انتخاب»: انتقاد و گلايه تان از کيست و از کجاست؟

•بهنود: از همه آن ها که مسائل اجتماعی را به سادگی و با شهامتی بی پايه باز و دستکاری می کنند، مدام در کلامشان آتش است، خشونت می پراکنند و به جنگ هر گنجگشکی  توپخانه به ميدان می کشند. توپخانه اتهام و سخن درشت، گاه ويرانگرترست. آن ها که گوئی جز جنگ و جز مخاصمه مدام با خود و با جهان چيزی آرامشان نمی کند. و چون عادت به چنين بيانی می کنند با خودی هم همين راه می روند. هر درد را با قهر چاره می خواهند. به باورم آن ها گناهکارترينند که نمی گذارند عقلا دردهای اجتماعی را با داروی خود درمان کنند. اما الان هنگام اين گلايه نيست. اين جا از اتفاق جائی است که بايد دمل چرکين را به در آورد اما بعد از آن بايد نشست و چاره ای کرد درد را.

••«انتخاب»: مثلا کدام دردها را؟

•بهنود: بگذاريد مثالی بزنم . آن ها که مانند من چند روزی را در زندان گذرانده اند خوب می دانند که زندان های ايران از بی دروازه تر و راحت تر زندان های جهان است. راديو، تلويزيون، تلفن، وسایل راحت. انگار نه که آن جا جای بدکاران است. تازه گاه شکايت هم می شنويم. جرا چنين است. به باورم از آن رو که زندان ما جای بی گناهان، محل حل رقابت های سياسی، و جای بدهکاران هم شده است. و چون چنين است بدکاران در آن چنان که بايد مکافات نمی بينند، از آن نمی ترسند و از افتادن به زندان شرم نمی کنند. هر کس به زندان بوده ديده است که بدکاران و آدمکشان و آن ها که مخل امنيت و جان و مال مردم اند، در اين زندان ها احساس مکافات ندارند. چرا که در کنارشان  مردمان محترمی هستند  که بدهکاری و فقر و اقتصاد غلط  آنان را  به حبس  انداخته است. حالا نمی گويم آن سوترش هم روزنامه نگارانند و دانشجويان که جرمشان نوشتن و گفتن است. اين يک نمونه از کارافتادن اهرمی است که تمام جوامع در اختيار دارند برای ترساندن بدکاران از بدکاری. به زندان های سياسی کار ندارم که موضوع دائمی اشاره ها شده است. از ابوغريب و گونتانامو می گذرم.

زندان های عادی دنيا  چنين نيست که. نظم آهنين استخوان شکن. تنهائی و دشواری، عذابی است که کسش هم مدعی نيست. چون آن جا جای بدکارانی است که نظم جامعه به هم ريخته، آدم کشته اند و تجاوز کرده اند، جای آرامش نیست. آيا همين نمونه به فکرتان نمی برد. اين همه فريادی که رييس قوه قضاييه می زند. اما مسائل اجتماعی را جدی گرفته نمی شود چون که آثارش بطئی و گم است. بايد به تجربه های بشری احترام بگذاريم و از تصور آن که مشغول اختراع شهروندی و حکومت هستيم دست بشوئیم . اما اول از همه بايد جامعه مان را از ناامنی پاک کنیم البته.  

•••پی نوشت

•فیلم فاجعه تروریستی تاسوکی
http://www.tik.ir/download/01.WMV
http://www.tik.ir/download/02.WMV

نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | دوشنبه 1385/03/01 14:53

گفت و گوی «انتخاب» با گروگان آزاد شده از بند تروریست ها  

متوجه ایست بازرسی که شدم چند نفر گفتند کارت شناسایی ات را بده، من گفتم بنده همکار خودتان هستم و این طور بود که به من گفتند بیا پایین و ...

گفت و گوی «انتخاب» با گروگان آزاد شده
از بند تروریست ها: گفتند، هراتی را می بریم که بکشیم

  خبرگزاري انتخاب : امیر هراتی گروگان ربوده شده توسط گروهک تروریستی «جندالله» که دیشب آزاد و به آغوش خانواده خود بازگشت، گفت و گویی کوتاه با خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» انجام داده است.هراتی می گوید: وقتی من را می خواستند آزاد کنند ، گفتند هراتی را می بریم که بکشیم.


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | یکشنبه 1385/02/31 15:56

تحليلي بر تراژدي بم  
«تحليلي بر تراژدي بم از جنس تاسوكي »

  خبرگزاري انتخاب : در شامگاه23 /2/85 ، محور مواصلاتي بم –كرمان ، شاهد جنايتي هولناك با مختصات و ويژگيهاي جنايت تاسوكي در استان سيستان و بلوچستان بود . در اين خصوص مطالب مهم و قابل توجهي به نظر مي آيد كه به اختصار بيان مي شود ؛
1-عامل جنايت كشتار جمعي افراد بيگناه با ويژگيهاي كاملاً مشابه ، يك گروه شرور مسلح و تروريست واحدي است كه توسط رسانه ها و محافل بيگانه حمايت و هدايت مي شوند .


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط هامون | موضوع: | لينک ثابت | سه شنبه 1385/02/26 10:21

فیلم فاجعه ی تروریستی تاسوکی  

برای قضاوت مردم

فیلم فاجعه ی تروریستی تاسوکی در «انتخاب»

  خبرگزاري انتخاب : چند روز پیش، رسانه ای که خود تبارش را ایرانی می داند، در مصاحبه ای  که با سرکرده گروهک تروریستی «جندالله»، به عمل آورده  ، از سربی توجهی مصاحبه کننده به اولیات مسائل انسانی واسلامی و وعدم رعایت رسالت قلم وحرفه مقدس خبرنگاری  ، به نوعی با این تروریست سفاک  همدلی و همداستانی کرده است ....

 

 

 

ادامه مطلب ...

 

 


1. آدرس نخست، فیلم جنایت تروریست ها در لحظه ی عملیات، به شهادت رساندن
هموطنان ایرانی به طرز فجیع، و تصاویری از گروگان های ایرانی

download

2.آدرس دوم، در بخش نخست،
دشت تاسوکی را در صبح روز پس از جنایت نشان می دهد.در بخش دوم نیز، جنازه ی شهدای فاجعه تاسوکی در «سردخانه» دیده می شود.

download


**
در صورتی که برای شما این فیلم ها قابل تماشا نباشد، باید در آدرس ، Windows Media Encoder را دانلود و آن را اجرا کنید.

.

 

 

نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | جمعه 1385/02/22 12:29

سوالی از جامعه ی اهل سنت استان سیستان و بلوچستان  
سوالی از جامعه ی اهل سنت استان سیستان و بلوچستان



۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۲۳ , ۰۰
خبرگزاري انتخاب :
یکی از بینندگان «انتخاب» با ارسال پیامی، سوالی را از جامعه ی اهل سنات استان سیستان و بلوچستان کرده است.

متن این نامه در پی می آید:

خدمت جامعه اهل سنت عزیز و بلوچهای محترم
باید بگویم که خیلی وقت است که یک سئوال در ذهن بنده مانده که هنوز کسی به آن جواب نداده،

ما به حسن نیت اهل سنت در قبال محکوم کردن این گونه حوادث نگین تروریستی هیچ شکی ندارم، ولی چرا محکوم کردن این حادثه رو از طرف اهل سنت به صورت عملی نمی بینیم، در اون روزی که تشیع جنازه سه نفر از روحانیون اهل سنت که در جاده بم- زاهدان بر اثر تصادف جان باختند، جمعیتی چندین هزاری از اهل سنت رو می بینیم، ولی در تشیع پیکر شهدای تاسوکی، که نه بر اثر تصادف بلکه مظلومانه به شهادت رسیدند، حتی یک بیستم این جمعیت رو  هم نمی بینیم، تا باور کنیم از هر بیست نفری که در اون تجمع شرکت داشتند.

یک نفر واقعاً این حادثه رو محکوم می کنه،و حتی در اون روز، خودم هیچ یک از جوانان اهل سنت عزیزدر این مراسم ندیدم! چرا؟

آیا همین کار غیر از صدور بیانیه از روحانیون اهل سنت بر نمی یامد که مردم رو دعوت به شرکت در این مراسم کنند، تا ما هم با انبوهی از جمعیت شیعه و سنی در همون روز اول به دشمن نشان میدادیم که این جنایت، نه کار بلوچ است و نه کار اهل سنت، بلکه جنایت استکبار جهانی است،
اما افسوس...  

نوشته شده توسط هامون | موضوع: نقد و بررسی | لينک ثابت | سه شنبه 1385/02/19 16:46

ارسال پست الکترونیکی به رئیس جمهور برای رهایی دانشجوی ربوده شده سیستان  

دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان با ارسال پست الکترونیکی برای رئیس جمهور، حرکت گسترده ای را برای رهایی هر چه زودتر دانشجوی ربوده شده این دانشگاه توسط اشرار آغاز کردند.

به گزارش خبرنگار سیاسی "مهر"، جمعی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان با برنامه ریزی گسترده قصد آن دارند که پیگیری مستمر و هر چه سریعتر مسئولان برای رهایی ربوده شدگان حادثه تروریستی تاسوکی را مطالبه نمایند.

"رضا لک زایی" دانشجوی فلسفه دانشگاه سیستان و بلوچستان است که 40 روز پیش (26 اسفند 84) در منطقه تاسوکی محور زاهدان - زابل توسط  گروهی تروریستی موسوم به "جندالله " به همراه تعدادی دیگر ربوده شده است و پس از پخش تصاویری از وی و سایر روبده شدگان از شبکه الجزیره، تا کنون خبر موثقی از سرنوشت وی و سایر ربوده شدگان در دست نیست.

 

 

اعلام نتايج اوليه آزمون تحصيلات تکميلي سال 1385

www.sanjesh.org

 
وضعيت قبولي رشته امتحاني سال تولد شماره شناسنامه نام خانوادگي و نام داوطلب
مجاز 1113 62 26743 لك زايي رضا

 

 

 

 


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | یکشنبه 1385/02/10 20:30

علمای شیعه و سنی  

                  علمای شیعه و سنی به داد اسلام برسید!

 

متاسفانه بعد از فاجعه تاسوکی نه مجتهدین شیعه و نه علمای اهل سنت هیچکدام موضع گیری محکمی در این رابطه نداشتند و اینجا به جرات می تونم بگم که ما الان نیاز به شجات و اقتدار بزرگمردی چون حضرت امام(ره) داریم، همه که ماجرای سلمان رشدی یادشون هست، کسی که به اصطلاح مسلمان بود و بعد با توطئه غرب کتابی را با نام آیات شیطانی منتشر کرد، که در آن کتاب به قرآن و پیامبر اسلام توهین شده بود،  و به محض انتشار کتاب ، امام خمینی(ره) با صراحت و شجاعت تمام در برابر این توطئه غربیها ایستاد و حکم ارتداد سلمان رشدی نویسنده این کتاب را صادر کردند و این حکم آنچنان تاثیری در جهان اسلام گذاشت که مسلمانان سراسر دنیا به حمایت از آن دست به تظاهرات زدند، و آدمک این پلید در سرتاسر دنیا به آتش کشیده شده، و دیگر ممالک اسلامی جای امنی برای سلمان رشدی نبود، و حضرت امام(ره) با این حکم به غربیها نشان دادند که دیگر نمی توانند به مقدسات اسلام توهین کنند،

و امروز همانهایی که سلمان رشدی را به وجود آوردند دست به توطئه دیگری زدنند  و کسانی را تربیت کردند که با گفتن ذکر مبارک الله اکبر به طرف عده ای بی گناه و بی دفاع تیر اندازی میکنند و آنها را به قتل می رسانند، آیا این توهین به نام پاک الله نیست؟  کسانی که با خواندن آیات قرآن اقدام به بریدن سر میکنند، آیا این توهین به آیات الهی نیست؟

و از همه مهمتر اینکه از این کار خود فیلم گرفته اند، و این فیلم ها را در شبکه های ماهواره ای بیگانه برای سراسر دنیا پخش کردند،

در این موقع از علمای اسلام چه  انتظاری باید داشت، آیا نباید این علما چه شیعه و چه سنی این اقدام را محکوم کنند و مشترکاً حکم ارتداد این گروه را صادر کنند، تا دیگر ممالک اسلامی برای این از خدا بی خبران از اسلام خارج شده، جای امنی نباشد، و آنان هم مثل سلمان رشدی فقط برای نجات جان خود به انگلیس بروند،

و بار دیگر به استکبار و ایادی آن نشان دهند تا مسلمان زنده است، نمی توانند به اسلام توهین کنند،

نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | شنبه 1385/02/09 22:11

هل من ناصر ینصرلی  

 

 

                         

 

                              « بسم رب الشهداء والصدیقین»

                                                                       

 

                          خون شهیدان ما امتداد خون شهیدان کربلاست

                                                                                

                                                                               امام خمینی(ره)

 

بنگر که شهید تن رها کرد و  گذشت

 

                                   از من چو برید عزم ما کرد و گذشت

 

هل من چو شنید پای در راه نهاد

 

                                  بر خون حسین اقتدا کرد و گذشت

 

 سلام،از این که نتونستم عید رو به شما تبریک بگم عذر خواهی می کنم

من نمی خواستم تو وبلاگ من حرفی بر ضد دولت زده بشه اما چه کنم که داغ یکی از اقوام و دو تن از آشنایان جگرم رو سوزاند اونها که بی دفاع و مظلومانه و در کمال بیرحمی قاتلان و فقط و فقط به جرم شیعه بودن به شهادت رسیدند.

تاکنون تمام اقدامات تروریستی اشرار در این استان در بلوچستان بوده و اصلاً در بلوچستان اقدامات تروریستی دور از انتظار نیست ولی در طول 27 سالی که از این انقلاب می گذرد یک اقدام تروریستی ساده بر ضد مردم بی دفاع در سیستان انجام نشده . یادم چند سال قبل زمانیکه شهیدان دولتی مقدم (که سیستانی بودند) رو اشرار می خواستن ترور کنند جرات نکردند که تو مسیر زابل اینکار و کنند چون می فهمیدند که اونجا دشت و نیروی انتظامی میتونه براحتی اونا رو دستگیر کنند و منتظر موندند  تا اونا به کوههای اطراف زاهدان برسند و وقتی که اونا رسیدند اشرار که در لابه لای کوهها کمین کرده بودند با آر پی جی خودرو اونها رو منهدم میکنند وبعد در کوههای زاهدان مخفی میشوند که با این وجود باز هم توسط نیرهای اطلاعاتی و نظامی دستگیر شدند، اما حالا اینقدر نیروهای نظامی ضعیف ذلیل و ترسو شدند که اشرار 45 دقیقه پر تردد ترین مسیر مواصلاتی استان رو می بند و یک جنایت بزرگ رو انجام می دهند بدون اینکه نیروی انتظامی اقدامی بکنه . نیروی انتظامی اینجا یه مشت آدم بزدل و ترسو هستند که تنها هنرشان ایست دادن  تو جاده ها و گرفتن وانت های است که برای امرار معاش چند گالن سوخت را به اون ور مرز برای فروش می برند و وقتی که این نیروهای محترم انتظامی اونها رو می گیرند جیب اونا رو خالی میکنند (باج و رشوه از آنها می گیرند)و بعد هم ولشون میکنند البته به خاطر پول دست به هر کاری می زنند، با اینکه حقوقشون هم کم نیست،حقوق یک گروهبان نیروی انتظامی که به زور دیپلم گرفته و برای اولین سال کار می کنه از حقوق یک معلم لیسانسه با 8 سال سابقه کار یه 50،60 هزار تومنی بیشتره نیروی انتظامی در این حادثه نهایت بی عرضه گی خودش رو به نمایش گذاشت، این حادثه که توسط یک گروه از اشرار بلوچ و سنی به نام «جندالله» وبه سرکردگی یک جوان 23 ساله به نام عبدالمالک ریگی(لعنت الله علیه) انجام گرفت. این گروه دقیقاً همان گروهی هستند  که چند ماه قبل در 700 کیلومتری زابل یعنی سراوان یک پاسگاه مرزی را به گروگان گرفت این شرور به گفته خودش به خون شیعه تشنه است ، این بار به جاده زابل که 90% جمعیتش شیعه هستند آمد تا جنایتی به بار آورند که هنوز هیچ کس یاد ندارد که در تاریخ سیستان همچین جنایتی رخ داده باشد.

شرح حادثه


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط هامون | موضوع: فاجعه تاسوکی | لينک ثابت | سه شنبه 1385/01/29 22:21

به یاد شهدا  
به یاد شهدای تاسوکی زابل

یا رب برسانی مهدی غائب را

             

                  فرزند علی ابن ابی طالب را

نوشته شده توسط هامون | موضوع: | لينک ثابت | یکشنبه 1385/01/20 22:53

عملکرد اخبار20:30 در معرفی حقایق  

 

سلام

 

از اینکه بعد از یه مدت  تقریباً طولانی آپ میکنم معذرت میخوام راستش یه

 

مشکلی پیش اومد که تمام من رو گرفت وباعث شد که من به نظرات خیلی از

 

دوستان نتونم پاسخ بدم که از همین جا از همشون عذر خواهی میکنم

 

امروز می خوام مطالبی رو براتون بنویسم که خیلی از شما از اونها بی خبرید

 

پس حتماً این مطلب رو تاآخر بخونید ونظرات خودتونو هم

 

بنویسید.

 

              


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط هامون | موضوع: | لينک ثابت | یکشنبه 1384/12/14 20:30

محرم در سیستان  

سلام

 

فرا رسیدن ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر، محرمی که به ما درس زندگی

 

آموخت وبه یاد داد هرگز در برابر  ظلم و زور ساکت ننشینیم چرا که مرگ با عزت

 

بهتر از زندگی با ذلت است وبا همین آموخته ها انقلاب کردیم و پیروز شدیم، بله

 

همین محرم رو به شما و تمام ملت ایران تسلیتمی گویم.امروز می خواستم در

 

مورد یه مطلب دیگه که هفته هاست دارم روش تحقیق میکنم بنویسوم که دیدم

 

محرم رسیده، وبه پیشنهاد یکی از دوستان براتون از عزاداری ماه محرم در سیستان

 

بنویسم، البته چون طبق آمار، قبل از خشکسالی در سیستان 70% جمعیت این

 

منطقه روستایی بودند من هم از عزاداری در روستاهای سیستانبرای شما

 

مینویسم، در روستاهای سیستان هم مانند تمام کشور عزیزمان ایران از شب اول

 

محرم عزاداری شروع می شود به این صورت که بعد از نماز مغرب و عشا  از مسجد

 

صدایی می آید که مردم به آمدن به عزاداری امام حسین(ع)دعوت میکند که به زبان

 

محلی به آن چووشی گفته می شود که بیت اول آن بدین شرح است ...

 

هر که دارد هوس کربلا بسم الله

 

هر که دارد سر همراهی ما بسم الله

 

البته چووشی (chovoshi) شعر بلندی است که من متن کاملش رو بلد نیستم

 

بعد از اینکه مردم صدای چووشی را از مسجد شنیدند، از خانه هاشان خارج می

 

شوند و به طرف مسجد می روند و وقتی که جمعیت در مسجد زیاد شد نوحه

 

خوانی و سینه زنی شروع می شود و از عزاداران با شیر گرم که در آن شکر حل

 

شده پذیرایی می شود که هر شب یکی یا چند تن از اهلی روستا این کار را بر

 

عهده می گیرند، واما در روز تاسوعا و عاشورا  در این دو روز مردم چند روستا

 

دسته هاییتشکیل می دهند (از هر روستا یک دسته) و به طرف یکی از

 

روستاهای اطراف کهمسئولیت پذیرایی از عزاداران امام حسین را دارد می روند(

 

 

هر ساله دو روستا ازچند روستایی که نزدیک هم هستند مسئو لیت پذیرایی از

 

عزاداران را به عهده میگیرند که یکی روز تاسوعا و  دیگری روز عاشورا، که  هزینه

 

آن هم به عهده چند تن از مردم آن روستا است نذری داشته باشند) البته بعضی

 

از مردم هم بعد از تمام شدن عزاداری وبازگست عزاداران به خانه هایشان  حلیم

 

درست می کنند وبه همسایه ها میدهندد این رو هم باید بگم که حلیمی که اونها

 

درست می کنند حیلم محلی سیستان است که در زبان محلی به آن قلور

 

(gholor) می گویند که از گندم و حبوبات و گوشت قرمز تهیه می شود، که البته

 

بیشتر مردم سیستان درست کردن حلیم نذری رو در اربعین انجام میدهند امیدوار

 

که تونسته باشم از ماه محرم در سیستان اطلاعاتی دقیقی رو به شما داده

 

باشم. در عزاداری ها  دعاها تون در این ایام ما رو فراموش نکنید

 

                                                                          التماس دعا

نوشته شده توسط هامون | موضوع: | لينک ثابت | پنجشنبه 1384/11/13 14:32

سیستان تا ابد زابل است  

 سلام

 

بابا ایول دستتون دردنکه یعنی این رسمشه؟ ده آخه خودتون بگید این رسمشه؟

من با این همه زحمت یک مطلب رو به نظرسنجی گذاشتم که اونم بعد از 55بازدید

یک رای داشته باشه, که اونم خودم به عنوان یک بازدید کننده داده باشم. خب بگذریم

نظر سنجی رو هم جمش کردم، امروز می خواستم درباره اخبار 20:30 وتلاش اونا برای برای انعکاس مشکلات جامعه ودرد ورنجهای مردم به مسئولین براتون بگم که

یه اتفاق خیلی خیلی مهم افتاد که ترجیح دادم در مورد این مطلب بعدا بنویسم،

اونم این بود که سیستان نگین استان سیستان وبلوچستان که دارای یک شهرستان

به نام زابل بود،امروز با معرفی اولین فرماندار زهک رسما به دوشهرستان تبدیل

شد.

 

لازم به ذکر است که شهر زهک در 25 کیلومتری شرق زابل قرار دارد، که با بخشها

و روستاهای اطراف جمعا 62 هزار نفر جمعییت دارد، البته این رو هم باید بگم که

شهرستان زهک بعد از سال 1350 که 80% سیستانی ها به دلیل خشکسالی

مجبور به مهاجرت شدند، چون نزدیک مرز بود به دست بلوچ ها افتاد، ولی هنوز

زابل این مرکز شیعه پرور استان سیستان وبلوچستان پا برجا است، هنوز هم نیم

میلیون سیستانی(زابلی)در سرتا سر استان زندگی میکنند.سیستانی که در شاهنامه به زابلستان معروف بوده و هم اکنون نیز زابل است

                                                 وتا ابد زابل خواهد ماند

نوشته شده توسط هامون | موضوع: | لينک ثابت | سه شنبه 1384/11/04 20:42