" ميرحسين موسوي " نامزد دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري درپي شهيد و
مجروح شدن تعدادي از هموطنان بيگناه در انفجار تروريستي زاهدان با صدور
بيانيهاي ضمن محکوم کردن اين جنايت خاطرنشان کرد: کوردلان خواب ايجاد
اختلاف ميان امت اسلام را مي بينند.
|
خبر انفجار در مسجد عليابن ابي طالب(ع) زاهدان و شهادت جمعي از نمازگزاراني که براي ياد خدا در اين مکان گردهم آمده بودند موجب تاثر شديد شد.
کوردلاني که امنيت و آرامش اين کشور خاري در چشم آنان است در سالروز عزاي فاطمه اطهر (س) خانه خدا را به آتش کشيده اند و با شهيد و مجروح کردن جمعي از پيروان پيامبر خاتم (ص) خواب ايجاد اختلاف ميان امت اسلام را مي بينند.
مسجد عليابن ابيطالب که در سال هاي دفاع مقدس پايگاه شيردلان جبهه هاي نبرد بود، اينک به درگاه پروردگار دست تظلم بلند کرده است که ظالم تر از آناني که مسلمانان را از ذکر او در اين خانه راستي باز داشتند کيست.
آناني که دستانشان به اين جنايت ها آلوده است نه سني و نه شيعه که منحرفين از ملت رسول خاتمند.
اينجانب ضمن دعوت همگان به دقت در اهداف شومي که در وراي اين جنايت وجود دارد و هوشياري درمورد دست هاي پليدي که قصد تفرقه افکني در صفوف اهل ايمان را دارد، اين فاجعه بزرگ را به رهبر معظم انقلاب، مردم آگاه زاهدان و تمامي ملت ايران تسليت عرض مي کنم و براي بازماندگان آن از حضرت حق آرزوي اجر و صبر دارم.
شبک
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا)
همانطور که خودتون می دونید در هفته گذشته در دانشگاه ویرجینیا آمریکا 32 نفر کشته شدند، بعد از این حادثه به سایت انتخاب رفتم و خبر این حادثه را پیدا کردم و نظری در رابطه با این موضوع نوشتم که البته تا این لحظه به هر دلیلی نمایش داده نشده است، من هم تصمیم گرفتم علاوه بر گذاشتن بخشی از خبر سایت انتخاب نکات و نظرات خودم رو هم بنویسم.
فاجعه ؛ اینبار در آمریکا | وحشت جرج بوش
|
خبرگزاري انتخاب : به دنبال كشته شدن سي و دو نفر از دانشجويان دانشگاه فني ويرجينيا درحادثه تيراندازي كه روز گذشته اتفاق افتاد, جرج بوش رييس جمهوري امريكا دستور داد پرچمها دراين كشور براي اداي احترام به قربانيان اين حادثه به حالت نيمه افراشته درايد . |
۲۸ فروردین ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۳۸ , ۲۲
خبرگزاري انتخاب : در مرگبارترين حمله اي که به دانشگاه ويرجينياي امريکا صورت گرفت سي و دو نفر کشته و حداقل پانزده نفر زخمي شدند و اين درحاليست که قوانين کنترل اسلحه نتوانسته است مانع از بروز اين خشونت ها در امريکا بشود.
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «انتخاب»، به دنبال كشته شدن سي و دو نفر از دانشجويان دانشگاه فني ويرجينيا درحادثه تيراندازي كه روز گذشته اتفاق افتاد, جرج بوش رييس جمهوري امريكا دستور داد پرچمها دراين كشور براي اداي احترام به قربانيان اين حادثه به حالت نيمه افراشته درايد .
درحالي که يک روز از حمله خونبار دانشگاه ويرجينيا مي گذرد اما هنوز تنها هويت يک نفر از قربانيان اين حمله رسما اعلام شده است. مسئولان پليس گفتند هنوز براي اعلام هويت فرد مهاجم امادگي ندارند و نمي توانند بگويند که پشت اين حمله يک نفر بوده است يا اينکه افراد ديگري در ان دست داشته اند.
مسئولان فدرال اجراي قانون در واشنگتن گفتند فرد مهاجم احتمالا يک جوان اسيايي بوده که به تازگي وارد امريکا شده است. سخنگوي دانشگاه اين مطلب را تائيد نکرد اما گفت احتمال انفجار بمب نيز در اين حمله تحت بررسي است.
اين روزنامه به ابراز تاسف رئيس جمهوري و مسئولان کشور اشاره کرد اما خاطر نشان کرد که اين تاسف ها کافي نيست و بايد درفکر چاره براي جلوگيري از حملات مشابه ان بود. نيويورک تايمز سپس به شرح جزئيات دو حمله روز گذشته به دانشگاه ويرجينيا پرداخت.
روز گذشته يك فرد مسلح كه گفتهمي شود تبعه كره جنوبي است, با حمله به دانشگاه فني ويرجينيا و شليك بهسمت دانشجويان , سي دو نفر را كشت و تعدادي را نيز مجروح كرد.
شخص ضارب پس از اين حمله مرگبار خودش را نيز به ضرب گلوله از پاي دراورد .
شبكه تلويزيزيوني اسكاي نيوز دقايقي پيش به نقل از ايستگاه راديويي كرهجنوبي اعلام كرد عامل حادثه تيراندازي مرگبار در دانشكده ويرجينياي امريكا سونگ هوئيچو نام داشته است.
ياداور مي شود اين فرد مسلح روز گذشته در دانشكده ويرجينيا سي و دو نفر را به ضرب گلوله از پاي دراورد و در نهايت نيز خود را كشت .
*وحشت جرج بوش
كاخ سفيد اعلام كرد جرج بوش رئيس جمهور امريكا از شنيدن خبر تيراندازيدر دانشگاه ويرجينيا كه به كشته شدن دست كم بيست و دو نفر منجر شده وحشتزده شده است .
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «انتخاب»،دانا پرينو سخنگوي كاخ سفيد گفت جرج بوش از اين خبر وحشت زده شده و براي خانواده هاي قربانيان ,دانشجويان و كاركنان دانشگاه ابراز تاسف عميق كرده است.
كاخ سفيد اعلام كرد كه اوضاع را از نزديك دنبال مي كند .
*پلیس و مقامات دانشگاهی ویرجینیا تحت فشار هستند
پلیس و مقامات دانشگاهی امریکا تحت فشار قرار دارند تا در این باره توضیح دهند چگونه یک فرد مسلح ظاهرا پس از کشتن دو نفر شناسایی نشده است و چند ساعت بعد با کشتن 30 نفر فجیع ترین قتل عام در امریکا را به وجود آورده است.
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «انتخاب»،این فرد که پلیس نام وی را اعلام نکرده است , شنبه صبح ظاهرا در یک قتل عام از پیش برنامه ریزی شده بعد از تیراندازی به طرف دانشجویان و کارکنان در یک کلاس درس در دانشگاه فنی ویرجینیا ، خودش را کشت.
واین هم نظر اولیه من در مورد این حادثه که برای خبرگزاری انتخاب در صبح روز 29 فروردین فرستادم.
با سلام خدمت دست اندرکاران محترم سایت انتخاب
خوبه که جرج بوش در مقابل کشتار هایی که در کشورش اتفاق میفته مسئوله و جامعه آمریکا اونقدر آزاد هست که بتونن از رئیس جمهورشون سئوال کنند، چه رئیس جمهور پاسخگو باشه و چه نباشه، و رئیس جمهور هم در مقابل این کشتار ها حداقل پیام تسلیت میفرسته، کاری که رئیس جمهور ما نکرد و در مقابل کشتار و قتل عامهایی که در کشور اتفاق می افتد به جز سکوت کار دیگری نمی کند و پیام تسلیت هم نمی فرستد، دیروز بخش خبری ساعت 21 حدود 20 دقیه به این موضوع پرداخت،در حالی که همین بخش خبروی روز بعد از تاسوکی کمتر از 30 ثانیه را به این فاجعه اختصاص چیزی که در این گزارش مشخص بود که دلسوزی خبرنگاری که این گزارش را تهیه کرده بود برای تحقیر دولت آمریکا بود و مرتبا این موضوع را می گفت که وقتی در یک دانشگاه دیگر تیر اندازی شده چرا پلیس آمریکا دیگر دانشگاههای این کشور را و این ایالت را به حالت آماده باش نگذاشته بود؟ و چرا گذاشت که اینگونه وقایع دوباره تکرار شود؟ و می گفت این سئوال را باید بوش به مردم آمریکا پاسخ بدهد ودر پایان هم مصاحبه یک دانشجو را پخش کرد که می گفت من دیگر برای رفتنم به دانشگاه احساس امنیت نمی کنم.
خوب بود خبرنگارهای ایرانی این سئوال را چند روز بعد از تاسوکی از یک شهروند زاهدانی می پرسیدند که آیا شما در رفت آمد در جاده های اصلی کشور احساس امنیت می کنید؟ آیا شما در رفت و آمد در شهر زاهدان نمی ترسید که گروگان گرفته شوید؟
چرا خبرنگاران ما این سئوال را از رئیس جمهور نپرسیدند که بعد از گروگان گیری پاسگاه ناهوک و بهد از تهدیدات این گروه چرا مرزها را کنترل نکردید؟ چرا نیروها را در آماده باش نگذاشتید؟ این سئوالات را شخص رئیس جمهور باید پاسخ دهد، نه وزیران او. وقتی که سه وزارت خانه کشور و اطلاعات و امور خارجه در به وجود آمدن فاجعه تاسوکی به طور مستیم نقش دارند باید رئیس جمهور پاسخگو باشد، چرا ما در حوادث تروریستی باید پیام تسلیت از دبیر کل سازمان ملل بشنویم و از رئیس جمهور خودمان فقط سکوت؟ چطور برای زهرا کاظمی خبرنگاران محترم رسانه ملی موضوع را از رئیس جمهور می پرسیدند و پی گیری می کنند، ولی در تاسوکی خبرنگاران رسانه حتی حاضر به مطرح کردن موضوع هم نشدند؟
هامون سیستانی
حالا میخوام نظر بالا رو تکمیلتر کنم
در خبر بالا یکی از سئوالاتی که برام پیش اومد این بود که چه عاملی باعث که بوش پس از شنیدن خبر 22 کشته(یعنی آمار اولیه این حادثه) وحشت زده می شود ولی آقای احمدی نژاد پس از شنیدن خبر کشته شدن 22 نفر در تاسوکی کاملاً ریلکس است؟ چه عاملی باعث میشود که آقای بوش برای خانواده های قربانیان این حادثه پیام تسلیت بفرستد و دستور دهد پرچمها دراين كشور براي اداي احترام به قربانيان اين حادثه به حالت نيمه افراشته درايد ولی آقای اخمدی نژاد نتنها پیام نفرستند بلکه پاسخگویی در این زمینه را به وزیر کشور بسپارد و آقای وزیر هم به عنوان پاسخ بگوید که فقط یک مورد ناامنی کوچک در سیستان و بلوچستان اتفاق افتاده که بعضی سایت های خبری آن را بزرگ کرده اند؟
(لینک در کیهان : در بخشی از این مصاخبه به این جمله بر می خورید.
وزيركشور در پاسخ به سؤال كيهان درباره ناامني در سيستان و بلوچستان و پيگيري حادثه تاسوكي اظهار داشت: كل منطقه شاهد بيش از يكي دو مورد ناامني نبوده و بيشتر از آن را مطبوعات و سايتها بزرگ مي كنند. )
اون چیز که واضح است اینه که وجود شبکه های حبری متععد در آمریکا باعث می شود که بوش پس از شنیدن خبر کشته شدن 22 نفر مات و مبهوت بماند و نداند که جواب سئوالهای خبرنگاران را چه بدهد، ولی این استرس را آقای احمدی نژاد ندارد چون می داند هیچ خبرنگاری جرات پرسیدن سئوال ممنوعه را ندارد!! شاید خبرنگاران آمریکایی در مورد اخبار و کشتار در فلسطین بی رحم باشند ولی در مورد هموطنان خودشان کوتاه نمی آیند(درست بر خلاف خبرنگار های ما) مطمئناً اگر چنین خبرنگارهایی در کشور ما وجود داشتند، آقای احمدی نژاد با اون همه محبوبیتی که کسب کرده بود و با عمقی زیاد فاجعه تاسوکی، یعنی یک گروه 12 نفره در نزدیکی پاسگاه 90 دقیق جاده اصلی و بین المللی کشور را ببندند و پلیس هم متوجه این موضوع نشود و تروریست ها به همان راحتی که جنایتشان را انجام دادند به همان راحتی هم از مرزهای جمهوری اسلامی ایران خارج شوند! شاید بعد از شنیدن خبر تاسوکی قلبش می ایستاد چون بوش که به دلیل جنگ عراق در بین مردم محبوبیتی نداشت وحشت زده شد!
نکته جالب این است که در حادثه ویرجینیا رسانه ملی که کلاً 30 ثانیه را در همان روزهای اول به تاسوکی اختصاص داد، در بزرگ نمایی حادثه ویرجینیا سنگ تمام گذاشتند و در مجموع بیش از صد ساعت در مورد این حادثه در تمام شبکه های رادیویی و تلویریونی صدا وسیما برنامه و تفسیر خبری پخش کردند تا دولت آمریکا را تحقیر کنند، ومجریان این برنامه ها هم به نحو عجیبی با خانواد های قربانیان و مردم وحشت زده آمریکا ابراز همدردی می کردند و برایشان دل میسوزاندند، مطمئناً اگر خبرگزاری هایی که در آمریکا بودند در ایران هم وجود داشتند کاری می کردند که حداقل وزیر کشور و فرمانده ناجا علاوه بر برکناری محاکمه هم بشوند. واقعاً ما در چه دنیایی زندگی می کنیم؟ دنیایی که در آن دو کشور دشمن هستند و هر کدام دیگری را به سانسور اخبار داخلی خود متهم می کند ولی این وسط هیچکس نیست که واقعاً دلش برای قربانیان این حوادث تروریستی بسوزد.
از تاسوکی 8 تا 12 از سایت lakzaee.net
آنها می روند و ما چون پرنده ای زخمی و شکسته بال و پر ریخته و بی پناه هر کداممان گوشه ای کز کرده ایم و در خود فرو رفته ایم. این سکوت غصه ساز را صدایی باید بشکند، اما سوز کدامین صدای غمناک. بگذار غم به همراه این سکوت سهمگین، همسایهی دیوار به دیوار دلمان باشد، هنوز خیلی فاصله هست میان ما و زینب(س)! فاصله ای طی ناشدنی. فقط اوست که رهنورد و رکورددار این وادی است؛ او در یک روز بیش از هفتاد بار به شهادت رسید؛
«سلام بر زنی که دشمن خون سرش را بر ستونهای کجاوه دید ولی تضرعش را ندید.»
ادامه مطلب>>>
من امروز نامه ای رو در بخش نظرات وب سایت شخصی یکی از خبرنگاران رسانه ملی گذاشتم که دل می خواد این نامه رو تمام خبرنگاران رسانه ملی بخونند به خاطر همین هم درب پاکت این نامه رو باز کردم تا نامه ی من بشه سرگشاده و همه بخونند.
ادامه مطلب>>>
ادامه از وبلاگ رضا از تاسوکي 4 تا 7
خورشید سرك مي كشد و هوا را کم کم گرم می کند. از سوز سرمای شب های آخر اسفند ماه کاسته شده است. واقعاً شب سردی را پشت سر گذاشتیم.
خودرو می ایستد. به ما می گویند پیاده شوید. فکر می کنم رسیده ایم. دست هایم را باز می کنند و نیز چشم هایم را. هر چه مي بینم ریگ است و ریگ است و ریگ. تا به حال ریگ زاری چنین، جز در تلویزیون ندیده ام. نگاهی به آنها می افکنم برخی صورت ها را بسته اند و برخی دیگر نه. با کسی که چشم و دستم را باز کرده سلام و علیکی می کنم و می پرسم: کجاییم؟ افغانستان! عجب! پس نمردیم و به خارج هم رفتیم!
ادامه مطلب>>>
من دیروز به نمایشگاه دستاورهای سفر ریاست محترم جمهور رفتم، بیشتر نمایشگاه پر شده بود از عکسها و پوسترهای طرح بزرگراه چابهار به میلک بود، 
که این طرح در زمان دولت آقای خاتمی به برنامه ریزی و کامل شده بود، و الان به عنوان یکی از دستاوردهای سفر ریاست جمهوری به سیستان و بلوچستان مطرح است، ولی من در این نمایشگاه به دنبال یک دستاورد واقعی سفر آقای احمدی نژاد به سیستان و بلوچستان میگشتم، دستاوردی که قبل از آقای احمدی نژاد هیچ دولتی موفق نشده بود که آن را برای مردم استان فراهم سازد، من به دنبال عکس شهدای تاسوکی بودم چون واقعاً این ظلم است که این دستاورد مهم دولت نهم را در نظر نگیرم، من به دنبال عکس اشکهای خانوادهای شهدا در هنگام تشیع جنازه عزیزانشان بودم، اما هر چه میگشتم فقط خنده احمدی نژاد را میدیم، وقتی به دیگر استانهای کشور میروم و اثری از تاسوکی در خاطرهای مردم نمی بینم، با زهم چهره خندان احمدی نژاد جلوی چشمم پدیدار می شود، انگار می گوید تو باختی، هیچ کس خبر ندارد.
واقعاًچرا؟
چرا؟
چرا از فاجعه ای که یک استان را همانند یک زلزله پر قدرت لرزاند کسی خبر ندارد؟
چرا خبری که تمامی ساکنان سیستان و بلوچستان میداند نباید به گوش مردم دیگر ایران برسد؟
شاید ادامه داشته باشد...
نظرات خودتون رو در قسمت نظرات همین پست بنویسید.
آزادی رضا لک زایی و علی پورشمسیان
|
خبرگزاري انتخاب : خبرنگار خبرگزاري «انتخاب» از زاهدان به نقل از یک منبع مطلع گزارش داد: آزادي آقاي پورشمسيان با پرداخت 250 ميليون تومان به عبدالمالك و همدستان او توسط فروختن تمام دارائيهاي برادران خودش صورت گرفت. |
۲۴ مرداد ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۴۴ , ۱۴
خبرگزاري انتخاب : خبرنگار خبرگزاري «انتخاب» از زاهدان گزارش داد: رضا لک زایی و علی پورشمسیان ظهر امروز وارد ایران شده اند.
بنابراین گزارش، آزادی این دو گروگان فاجعه تاسوکی، که بعد از پنج ماه اتفاق افتاده است، مرهون تلاش های مردم، طوایف و مسؤولان محترم است.
در همین حال یکی از نزدیکان «علی پورشمسیان» معاون اداره کل حراست هلال احمر جمهوری اسلامی ایران، در تماس با خبرنگار «انتخاب»، گفت: آزادي آقاي پورشمسيان با پرداخت 250 ميليون تومان به عبدالمالك و همدستان او توسط فروختن تمام دارائيهاي برادران خودش صورت گرفت.
جزئیات آزادی رضا لک زایی دانشجوی ربوده شده توسط گروهک «مالک»، نیز به زودی منتشر می شود.
گزارش خبرنگار «انتخاب» می افزاید: هنوز یک گروگان دیگر با نام «باغبانی» در بند است که امید می رود با تلاش های دولت، طوایف و مردم به زودی به آغوش خانواده خود بازگردد.
گفتنی ست، در تاریخ 25 اسفند 84، گروهی از اشرار تروریست در جاده زابل - زهدان با حمله به اتوموبیل ها و بیرون کشیدن مردم بی گناه، 22 تن را 100 متر از جاده دور کرده و پس از بستن دست و پای این افراد، آنان را تیرباران کرده و همچنین 6 تن را به گروگان گرفتند که تا به این لحظه 5 تن از این گروگان ها از بند تروریست ها رهایی یاته اند. ( فیلم بخش هایی از این جنایت در بخش «اخبار مرتبط» آمده است)
• • • اخبار مرتبط
• فیلم فاجعه ی تروریستی تاسوکی در «انتخاب»
http://www.tik.ir/display/?ID=20088
• هراتی گروگان آزاد شده، وارد زاهدان شد
http://www.tik.ir/display/?ID=20465
• اسامی و شغل شهدای حادثه دلخراش تروریستی منطقه تاسوکی جاده زاهدان
http://www.tik.ir/display/?ID=17292
|
خبرگزاري انتخاب : مسعود بهنود، در پاسخ به این سوال که «آیا فیلم «فاجعه تروریستی تاسوکی» را دیده اید»، گفت: ديدم فيلمی را که «انتخاب» گذاشته بود از سربريدن گروگان اشرار شرق کشور، اما پاسخ اين است که ديدم و نديدم. چهار بار آن را گشودم ولی هر بار پس از چند ثانيه چشم از آن برگرفتم و تاب ديدنم نبود. |
۱ خرداد ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۰۵ , ۰۴
خبرگزاري انتخاب : مسعود بهنود، روزنامه نگار با سابقه و وطن دوست ایرانی در گفت و گو با «انتخاب»، در پاسخ به این سوال که «آیا فیلم «فاجعه تروریستی تاسوکی» (1) را دیده اید؟»، گفت: ديدم فيلمی را که «انتخاب» گذاشته بود از سربريدن گروگان اشرار شرق کشور، اما پاسخ اين است که ديدم و نديدم. چهار بار آن را گشودم ولی هر بار پس از چند ثانيه چشم از آن برگرفتم و تاب ديدنم نبود. به باور همگان چنين اند، کمتری فیلم های اين چنينی را – چه وقتی کشتن آن روزنامه نگار آمريکائی در پاکستان بود و چه چند باری که دارودسته زرقانی در عراق دست به چنين وحشی گری زدند – تا به انتها می توانند ديد. چه رسد که پشت آن دردی مضاعف ما هم در سينه باشد. اين درد که چنين وحشی گری در ميان ما ايرانيان نبود. به نداشتن سابقه و تجربه خشونتی چنين عريان مفتخر بوديم. تاسف از اين که چنين تفاخری را هم مشتی مردمان خشن از ما گرفتند دردی در سينه می آورد.
••«انتخاب»: تحليلتان از بهانه هائی که اشرار می آورند چيست؟
•بهنود: به هيچ بهانه نمی توان چنين خشونتی را توجيه کرد. ظلم و بی عدالتی و فشار، در هيچ انسان عادی چنين واکنشی نمی آورد. دروغ است. چيزی علاوه بر اين می طلبد از جمله خوی نامردمی و آدمخواری. اما از تحليل می پرسيد. من به اقتضای حرفه ای که دارم از طايفه ساده انديشانم. بسيار دير به طرح های توطئه تن می دهم. ساختمان ذهنی ام چنين است که مدرک می طلبم اما به آن چه در اين ماه ها در جنوب و شرق کشور رخ می دهد، بدگمانم.
به باورم مهم ترين مزيت ايران، در نقشه جغرافيای اقتصادی و سياسی منطقه به امنيتی بود همه جا گير. در منطقه ای که سال هاست در آتش انواع طالبان و صدام می سوزد. آزمايشگاه انواع نظريات قومی و قبيله ای است، ايرانیان، ملت بزرگی با اقوام گونه به گونه ، که در بعض از آن ها هم احساس ظلم چيرگی دارد. مطالباتی دارند انجام نشده ، امن و آرام بوده است. ايران اين مزيت بزرگ را داشت که آرام تر و امن تر از هر جا بود. چون سخن از سرمايه گذاری ها می شد که امنيت می طلبند ما در مقام انتقاد تندروها و ضوابط هر دم رو به تغيير دولت ها را هدف می گرفتيم و بر اساس آن معتقد بوديم که اگر ما با جهان مهربان تر از اين باشيم که هستيم هيچ داعيه ندارد اروپائی ها راه امن و نزديک و به صرفه ايران را بگذارند و گاز و نفت آسيای مرکزی را دور بچرخانند و از کشورهای ديگر عبور دهند که از خاک ما نگذرد. به همين نشانه معتقد بوديم که بهترين راه تزانزيت از آسيای مرکزی به جهان مصرف هستيم. و باری افتخارمان به امن و امانمان بود. اينک همين مزيت هدف قرارگرفته و اين بدگمانی می آورد.
••«انتخاب»: انتقاد و گلايه تان از کيست و از کجاست؟
•بهنود: از همه آن ها که مسائل اجتماعی را به سادگی و با شهامتی بی پايه باز و دستکاری می کنند، مدام در کلامشان آتش است، خشونت می پراکنند و به جنگ هر گنجگشکی توپخانه به ميدان می کشند. توپخانه اتهام و سخن درشت، گاه ويرانگرترست. آن ها که گوئی جز جنگ و جز مخاصمه مدام با خود و با جهان چيزی آرامشان نمی کند. و چون عادت به چنين بيانی می کنند با خودی هم همين راه می روند. هر درد را با قهر چاره می خواهند. به باورم آن ها گناهکارترينند که نمی گذارند عقلا دردهای اجتماعی را با داروی خود درمان کنند. اما الان هنگام اين گلايه نيست. اين جا از اتفاق جائی است که بايد دمل چرکين را به در آورد اما بعد از آن بايد نشست و چاره ای کرد درد را.
••«انتخاب»: مثلا کدام دردها را؟
•بهنود: بگذاريد مثالی بزنم . آن ها که مانند من چند روزی را در زندان گذرانده اند خوب می دانند که زندان های ايران از بی دروازه تر و راحت تر زندان های جهان است. راديو، تلويزيون، تلفن، وسایل راحت. انگار نه که آن جا جای بدکاران است. تازه گاه شکايت هم می شنويم. جرا چنين است. به باورم از آن رو که زندان ما جای بی گناهان، محل حل رقابت های سياسی، و جای بدهکاران هم شده است. و چون چنين است بدکاران در آن چنان که بايد مکافات نمی بينند، از آن نمی ترسند و از افتادن به زندان شرم نمی کنند. هر کس به زندان بوده ديده است که بدکاران و آدمکشان و آن ها که مخل امنيت و جان و مال مردم اند، در اين زندان ها احساس مکافات ندارند. چرا که در کنارشان مردمان محترمی هستند که بدهکاری و فقر و اقتصاد غلط آنان را به حبس انداخته است. حالا نمی گويم آن سوترش هم روزنامه نگارانند و دانشجويان که جرمشان نوشتن و گفتن است. اين يک نمونه از کارافتادن اهرمی است که تمام جوامع در اختيار دارند برای ترساندن بدکاران از بدکاری. به زندان های سياسی کار ندارم که موضوع دائمی اشاره ها شده است. از ابوغريب و گونتانامو می گذرم.
زندان های عادی دنيا چنين نيست که. نظم آهنين استخوان شکن. تنهائی و دشواری، عذابی است که کسش هم مدعی نيست. چون آن جا جای بدکارانی است که نظم جامعه به هم ريخته، آدم کشته اند و تجاوز کرده اند، جای آرامش نیست. آيا همين نمونه به فکرتان نمی برد. اين همه فريادی که رييس قوه قضاييه می زند. اما مسائل اجتماعی را جدی گرفته نمی شود چون که آثارش بطئی و گم است. بايد به تجربه های بشری احترام بگذاريم و از تصور آن که مشغول اختراع شهروندی و حکومت هستيم دست بشوئیم . اما اول از همه بايد جامعه مان را از ناامنی پاک کنیم البته.
•••پی نوشت
•فیلم فاجعه تروریستی تاسوکی
http://www.tik.ir/download/01.WMV
http://www.tik.ir/download/02.WMV
متوجه ایست بازرسی که شدم چند نفر گفتند کارت شناسایی ات را بده، من گفتم بنده همکار خودتان هستم و این طور بود که به من گفتند بیا پایین و ...
گفت و گوی «انتخاب» با گروگان آزاد شده از بند تروریست ها: گفتند، هراتی را می بریم که بکشیم
|
خبرگزاري انتخاب : امیر هراتی گروگان ربوده شده توسط گروهک تروریستی «جندالله» که دیشب آزاد و به آغوش خانواده خود بازگشت، گفت و گویی کوتاه با خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» انجام داده است.هراتی می گوید: وقتی من را می خواستند آزاد کنند ، گفتند هراتی را می بریم که بکشیم. |
ادامه مطلب>>>
برای قضاوت مردم
فیلم فاجعه ی تروریستی تاسوکی در «انتخاب»
|
خبرگزاري انتخاب : چند روز پیش، رسانه ای که خود تبارش را ایرانی می داند، در مصاحبه ای که با سرکرده گروهک تروریستی «جندالله»، به عمل آورده ، از سربی توجهی مصاحبه کننده به اولیات مسائل انسانی واسلامی و وعدم رعایت رسالت قلم وحرفه مقدس خبرنگاری ، به نوعی با این تروریست سفاک همدلی و همداستانی کرده است .... |
1. آدرس نخست، فیلم جنایت تروریست ها در لحظه ی عملیات، به شهادت رساندن هموطنان ایرانی به طرز فجیع، و تصاویری از گروگان های ایرانی
download
2.آدرس دوم، در بخش نخست، دشت تاسوکی را در صبح روز پس از جنایت نشان می دهد.در بخش دوم نیز، جنازه ی شهدای فاجعه تاسوکی در «سردخانه» دیده می شود.
download
**
در صورتی که برای شما این فیلم ها قابل تماشا نباشد، باید در آدرس ، Windows Media Encoder را دانلود و آن را اجرا کنید.
|
دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان با ارسال پست الکترونیکی برای رئیس جمهور، حرکت گسترده ای را برای رهایی هر چه زودتر دانشجوی ربوده شده این دانشگاه توسط اشرار آغاز کردند. | ||||||||||||||||
|
به گزارش خبرنگار سیاسی "مهر"، جمعی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان با برنامه ریزی گسترده قصد آن دارند که پیگیری مستمر و هر چه سریعتر مسئولان برای رهایی ربوده شدگان حادثه تروریستی تاسوکی را مطالبه نمایند. "رضا لک زایی" دانشجوی فلسفه دانشگاه سیستان و بلوچستان است که 40 روز پیش (26 اسفند 84) در منطقه تاسوکی محور زاهدان - زابل توسط گروهی تروریستی موسوم به "جندالله " به همراه تعدادی دیگر ربوده شده است و پس از پخش تصاویری از وی و سایر روبده شدگان از شبکه الجزیره، تا کنون خبر موثقی از سرنوشت وی و سایر ربوده شدگان در دست نیست.
اعلام نتايج اوليه آزمون تحصيلات تکميلي سال 1385
| ||||||||||||||||
ادامه مطلب>>>
علمای شیعه و سنی به داد اسلام برسید!
متاسفانه بعد از فاجعه تاسوکی نه مجتهدین شیعه و نه علمای اهل سنت هیچکدام موضع گیری محکمی در این رابطه نداشتند و اینجا به جرات می تونم بگم که ما الان نیاز به شجات و اقتدار بزرگمردی چون حضرت امام(ره) داریم، همه که ماجرای سلمان رشدی یادشون هست، کسی که به اصطلاح مسلمان بود و بعد با توطئه غرب کتابی را با نام آیات شیطانی منتشر کرد، که در آن کتاب به قرآن و پیامبر اسلام توهین شده بود، و به محض انتشار کتاب ، امام خمینی(ره) با صراحت و شجاعت تمام در برابر این توطئه غربیها ایستاد و حکم ارتداد سلمان رشدی نویسنده این کتاب را صادر کردند و این حکم آنچنان تاثیری در جهان اسلام گذاشت که مسلمانان سراسر دنیا به حمایت از آن دست به تظاهرات زدند، و آدمک این پلید در سرتاسر دنیا به آتش کشیده شده، و دیگر ممالک اسلامی جای امنی برای سلمان رشدی نبود، و حضرت امام(ره) با این حکم به غربیها نشان دادند که دیگر نمی توانند به مقدسات اسلام توهین کنند،
و امروز همانهایی که سلمان رشدی را به وجود آوردند دست به توطئه دیگری زدنند و کسانی را تربیت کردند که با گفتن ذکر مبارک الله اکبر به طرف عده ای بی گناه و بی دفاع تیر اندازی میکنند و آنها را به قتل می رسانند، آیا این توهین به نام پاک الله نیست؟ کسانی که با خواندن آیات قرآن اقدام به بریدن سر میکنند، آیا این توهین به آیات الهی نیست؟
و از همه مهمتر اینکه از این کار خود فیلم گرفته اند، و این فیلم ها را در شبکه های ماهواره ای بیگانه برای سراسر دنیا پخش کردند،
در این موقع از علمای اسلام چه انتظاری باید داشت، آیا نباید این علما چه شیعه و چه سنی این اقدام را محکوم کنند و مشترکاً حکم ارتداد این گروه را صادر کنند، تا دیگر ممالک اسلامی برای این از خدا بی خبران از اسلام خارج شده، جای امنی نباشد، و آنان هم مثل سلمان رشدی فقط برای نجات جان خود به انگلیس بروند،
و بار دیگر به استکبار و ایادی آن نشان دهند تا مسلمان زنده است، نمی توانند به اسلام توهین کنند،
« بسم رب الشهداء والصدیقین»
خون شهیدان ما امتداد خون شهیدان کربلاست
امام خمینی(ره)
بنگر که شهید تن رها کرد و گذشت
از من چو برید عزم ما کرد و گذشت
هل من چو شنید پای در راه نهاد
بر خون حسین اقتدا کرد و گذشت
سلام،از این که نتونستم عید رو به شما تبریک بگم عذر خواهی می کنم
من نمی خواستم تو وبلاگ من حرفی بر ضد دولت زده بشه اما چه کنم که داغ یکی از اقوام و دو تن از آشنایان جگرم رو سوزاند اونها که بی دفاع و مظلومانه و در کمال بیرحمی قاتلان و فقط و فقط به جرم شیعه بودن به شهادت رسیدند.
تاکنون تمام اقدامات تروریستی اشرار در این استان در بلوچستان بوده و اصلاً در بلوچستان اقدامات تروریستی دور از انتظار نیست ولی در طول 27 سالی که از این انقلاب می گذرد یک اقدام تروریستی ساده بر ضد مردم بی دفاع در سیستان انجام نشده . یادم چند سال قبل زمانیکه شهیدان دولتی مقدم (که سیستانی بودند) رو اشرار می خواستن ترور کنند جرات نکردند که تو مسیر زابل اینکار و کنند چون می فهمیدند که اونجا دشت و نیروی انتظامی میتونه براحتی اونا رو دستگیر کنند و منتظر موندند تا اونا به کوههای اطراف زاهدان برسند و وقتی که اونا رسیدند اشرار که در لابه لای کوهها کمین کرده بودند با آر پی جی خودرو اونها رو منهدم میکنند وبعد در کوههای زاهدان مخفی میشوند که با این وجود باز هم توسط نیرهای اطلاعاتی و نظامی دستگیر شدند، اما حالا اینقدر نیروهای نظامی ضعیف ذلیل و ترسو شدند که اشرار 45 دقیقه پر تردد ترین مسیر مواصلاتی استان رو می بند و یک جنایت بزرگ رو انجام می دهند بدون اینکه نیروی انتظامی اقدامی بکنه . نیروی انتظامی اینجا یه مشت آدم بزدل و ترسو هستند که تنها هنرشان ایست دادن تو جاده ها و گرفتن وانت های است که برای امرار معاش چند گالن سوخت را به اون ور مرز برای فروش می برند و وقتی که این نیروهای محترم انتظامی اونها رو می گیرند جیب اونا رو خالی میکنند (باج و رشوه از آنها می گیرند)و بعد هم ولشون میکنند البته به خاطر پول دست به هر کاری می زنند، با اینکه حقوقشون هم کم نیست،حقوق یک گروهبان نیروی انتظامی که به زور دیپلم گرفته و برای اولین سال کار می کنه از حقوق یک معلم لیسانسه با 8 سال سابقه کار یه 50،60 هزار تومنی بیشتره نیروی انتظامی در این حادثه نهایت بی عرضه گی خودش رو به نمایش گذاشت، این حادثه که توسط یک گروه از اشرار بلوچ و سنی به نام «جندالله» وبه سرکردگی یک جوان 23 ساله به نام عبدالمالک ریگی(لعنت الله علیه) انجام گرفت. این گروه دقیقاً همان گروهی هستند که چند ماه قبل در 700 کیلومتری زابل یعنی سراوان یک پاسگاه مرزی را به گروگان گرفت این شرور به گفته خودش به خون شیعه تشنه است ، این بار به جاده زابل که 90% جمعیتش شیعه هستند آمد تا جنایتی به بار آورند که هنوز هیچ کس یاد ندارد که در تاریخ سیستان همچین جنایتی رخ داده باشد.
شرح حادثه
ادامه مطلب>>>


